<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://haq.loxblog.com</title>
<link>https://haq.loxblog.com</link>
<description>یا اعلم من کل علیم</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>ادواردو آنیلی</title>
<link>https://haq.loxblog.com/ادواردو-آنیلی</link>
<guid>https://haq.loxblog.com/ادواردو-آنیلی</guid>

<description><![CDATA[
ادواردو آنیلی در 9 ژوئن 1954 در نیویورک متولد شد. وی تنها پسر و وارث مولتی میلیاردر مشهور ایتالیایی سناتور جووآنی آنیلی بود و مادرش، مارلا کاراچیلو، یک پرنسس یهودی بود. ادواردو پس از اتمام تحصیلاتش در کالج آتلانتیک، برای ادامه تحصیلاتش در زمینه ادبیات مدرن و فلسفه شرق به دانشگاه پرینستون رفت.وی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی، برای مطالعه عرفان و مذاهب شرقی به کشورهای هند و ایران سفر کرد و در جریان سفرش به کشورمان با آیت&shy; الله خمینی دیدار کرد و به اسلام و تشیع گروید.


ادواردو آنیلی در 9 ژوئن 1954 در نیویورک متولد شد. وی تنها پسر و وارث مولتی میلیاردر مشهور ایتالیایی سناتور جووآنی آنیلی بود و مادرش، مارلا کاراچیلو، یک پرنسس یهودی بود. ادواردو پس از اتمام تحصیلاتش در کالج آتلانتیک، برای ادامه تحصیلاتش در زمینه ادبیات مدرن و فلسفه شرق به دانشگاه پرینستون رفت.وی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی، برای مطالعه عرفان و مذاهب شرقی به کشورهای هند و ایران سفر کرد و در جریان سفرش به کشورمان با آیت&shy; الله خمینی دیدار کرد و به اسلام و تشیع گروید.
&nbsp;
&nbsp;
پیشینه خانوادگی ادواردو
جیوانی آنیلی، پدر کاتولیک ادواردو یکی از پولدارترین و بانفوذترین افراد ایتالیا است. مادر ادواردو یک پرنسس یهودی بود. درآمد سالیانه خانواده آنیلی بیش از 60 میلیارد دلار تخمین زده می شود. بسیاری از اطرافیان ادواردو بر این باورند که ازدواج یک زن یهودی با خانواده آنیلی اتفاقی نبوده است. پس از این ازدواج، یکی از عموهای ادواردو فوت می&shy; کند. نکته جالب دیگر این است که خواهر ادواردو نیز با یک خبرنگار یهودی به نام "الکان&rdquo; ازدواج می&lrm;کند و از او چهار بچه دارد. بدین ترتیب به نظر می&shy; رسد پیوند این خانواده با صهیونیست&shy; ها محکم و محکم &shy;تر می&shy; شد. 
&nbsp;
مسلمان شدن ادواردو
&nbsp;
ادواردو دانشجوی فلسفه ادیان در دانشگاه معروف "پرینستون &rdquo; نیویورک بود.  خودش هم متولد نیویورک بود. او انجیل و تورات را خوانده، اما این&lrm;&lrm;ها او را قانع نکرده بود. در 20 سالگی برحسب اتفاق در کتابخانه چشمش به قرآن افتاده و چند آیه از آن را می&lrm;خواند و احساس می&lrm;کند این نمی&lrm;تواند کلام بشر باشد. قرآن را کامل می&lrm;خواند و تصمیم می&lrm;گیرد مسلمان شود؛ بدون این&lrm;که نیاز به مشورت با کسی را احساس کند. به یک مرکز اسلامی در نیویورک می&lrm;رود و آن&lrm;جا می&lrm;گوید من می&lrm;خواهم مسلمان شوم، شهادتین را می&lrm;گوید و آن&lrm;جا نامش را "هشام عزیز &rdquo; می&lrm;گذارند. ادواردو پس از سفر به ایران شیعه شد و توانست با امام خمینی (ره) دیدار کند.  
&nbsp;
دکتر قدیری ابیانه درباره شیعه شدن و اولین سفر ادواردو به ایران می&shy; گوید: "بعد از شیعه شدن و ذکر شهادتین در نزد آقای فخرالدین حجازی، نام او را "مهدی" گذاشتیم. بار اول که به ایران آمد، خدمت حضرت امام (ره)رفت. در آن ملاقات، حضرت آیت&lrm;ا&hellip; خامنه&lrm;ای، آقای هاشمی، سیداحمد خمینی و فخرالدین حجازی حضور داشتند و یک دوست ایرانی ما که الان در مشهد است و نمی&lrm;خواهد اسمش را ببریم و دوست ادواردو نیز بود، کار ترجمه را بر عهده داشت. این دوست مشترک&lrm;مان بعد&lrm;ها گفت که بعد از دیدار با امام به نماز جمعه رفتیم که ادواردو در صف اول بود... . در این سفر او به مشهد، برای زیارت امام&lrm; رضا (ع) رفت. در آن&lrm;جا به&lrm;شدت تحت تأثیر زیارت قرار گرفته بود و می&lrm;گفت که من وجود امام رضا (ع) را حس می&lrm;کردم. وقتی از او پرسیدم از امام رضا (ع) چه&lrm;چیزی خواستی؟ گفت: خواستم که از خدا بخواهد که قلب پدرم را نسبت به من مهربان کند."
فعالیت&lrm;&lrm;های ادواردو در ایتالیا
ادواردو با اعمال نفوذی که داشت، کانال یک تلویزیون ایتالیا را قانع کرد که یک فیلم مستند راجع به کشور&lrm;های اسلامی بسازد و تهیه&lrm;کنندگی فیلم را نیز خودش بر عهده گرفت&lrm;. در این راستا به ایران هم آمد و بعد هم این فیلم&lrm; را در تلویزیون به نمایش گذاشت. بعد از نمایش آخرین قسمت با "ایگور من" خبرنگار روزنامه "لاستامپا" درباره اسلام به مناظره نشست. همچنین وقتی کتاب سلمان رشدی منتشر شد، یک ناشر ایتالیایی تصمیم گرفت آن را منتشر کند.ادواردو با شنیدن این خبر به دیدن او رفت و به او به خاطر انتشار این کتاب اعتراض کرد.
دکتر قدیری ابیانه درباره فعالیت&shy; های وی می&shy; گوید: "او می&lrm;گفت که نمی&lrm;توانم ببینم به مقدسات من توهین شود و من هیچ حرفی نزنم. ویهمچنین در برابر جنایات اسراییل در فلسطین طاقت نمی&lrm;آورد و به نخست&lrm;وزیر و رییس&lrm;جمهوری و حتی سران کشور&lrm;های دیگر زنگ می&lrm;زد و خواستار جلوگیری از این اقدامات می&lrm;شد که من به او گفتم داری با این کار&lrm;ها شهادتت رو جلو می&lrm;اندازی. صهیونیست&lrm;ها دست از سر تو بر نخواهند داشت، از این کار&lrm;ها پرهیز کن".
 
اعمال فشار به ادواردو برای بازگشت به مسیحیت
حسین عبداللهی و محمد اسحاق عبداللهی صمیمی ترین دوستان ایرانی ادواردو، فشارهای وارد شده به ادواردو از سوی خانواده اش را غیرقابل باور توصیف می کنند. حسین عبداللهی می گوید: "ادواردو تحت فشار اقتصادی بسیار زیادی قرار داشت. خانواده آنیلی وی را به صورت کامل از لحاظ اقتصادی تحریم اقتصادی کرده بودند. به گونه ای که وی حتی برای تاکسی سوار شدن پول نداشت." حسین می گوید: "یک روز با ادواردو به نمایندگی هواپیمایی ایران ایر در ایتالیا رفتیم تا برای ادواردو بلیط سفر به ایران تهیه کنیم. کارگزار ایتالیایی شرکت ایران ایر گفت که من نمی توانم برای ادواردو بلیط بخرم. پس از مشاجره بسیار با وی مشخص شد که منشی پدر ادواردو با آن کارمند تماس گرفته بود و به وی دستور داده بود، حق ندارد برای ادواردو بلیط صادر کند."
خانواده آنیلی برای آنکه ادواردو را از ارث محروم کنند، سعی زیادی در دیوانه جلوه دادن وی داشتند. به همین منظور وی را در یک بیمارستان روانی بستری کردند که به گفته خود ادواردو همه اعضای آن یهودی بودند. ادواردو می ترسید که در آن تیمارستان وی را تحت درمان های&nbsp; شستشوی مغزی قرار دهند و حتی یک بار از آنجا فرار کرده بود.
 
شهادت یا خودکشی؟
در نوامبر سال 2000 جسد ادورادو آنیلی در بزرگراه تورینو-ساوانا در شمال ایتالیا و در نزدیکی شهر تورین پیدا شد. اتومبیل وی نیز که یک فیات کرومای خاکستری بود، بر روی پل رومانو و در حالی که چراغ های راهنمایش روشن بود و درهای آن باز بود، رها شده بود.
پلیس ایتالیا مرگ ادواردو را خودکشی تشخیص داد و علت آن را استفاده بیش از حد از مواد مخدر اعلام کرد. اما دلایل روشنی وجود دارد که حاکی از قتل ادورادو است. در ادامه به ذکر این دلایل می &shy;پردازیم:
1) نخست اینکه ادواردو به هیچ وجه معتاد نبود و حتی در مواردی مشاهده شده است که با دوستان و نزدیکانش که از مواد مخدر استفاده می&shy; کردند، ساعت &shy;ها گفت و گو می&shy; کرد تا آن&shy;ها را از این کار بازدارد. دکتر قدیری ابیانه در وبلاگ شخصی خودش درباره یک مورد از تلاش &shy;های اینچنینی ادواردو می&shy; گوید: "در سفری که ادواردو به ایران داشت، با برادر یکی از دوستان ما که معتاد بود کلی صحبت کرد و خیلی تلاش کرد تا او را با منطق و استدلال از مصرف مواد مخدر منصرف کند." به هیچ وجه منطقی به نظر نمی&shy;رسد که چنین فردی به دلیل استفاده بیش از حد از مواد مخدر خودکشی کند."
2) در اسلام خود کشی به شدت منع شده است. ادواردو شخصی به شدت آرمان&shy;گرا بود که حتی مایل نبود برای کاستن از فشارها و تهدیدات، به صورت مصلحت&shy;آمیز اعلام کند که از اسلام روی برگردانده است. هدف وی شناساندن اسلام به مردم ایتالیا و غربی&shy;ها بود. چنین فردی چگونه می&shy;تواند خودکشی کند؟ خودکشی اقدامی است که افراد بی&shy;دین و کسانی که به آخر خط رسیده&shy;اند، انجام می&shy;دهند. این در حالی است که ادواردو به فردی کاملا معتقد تبدیل شده بود و هنوز در ابتدای راه بود و کارهای زیادی برای انجام دادن داشت.
3) آشپز ادواردو می&lrm;گوید صبح روزی که وی به قتل رسید، نوع غذای ناهارش را مشخص کرده بود.حال این سوال مطرح می&shy;شود کسی که قصد خودکشی داشته باشد، چرا باید برای دو یا سه ساعت بعدش سفارش غذا بدهد. همچنین ادواردو در صبح روز حادثه با دایی خود به صورت تلفنی مکالمه کرده بود و به گفته دایی ادواردو هیچگونه مورد مشکوکی در میان صحبت های وی به چشم نمی خورد و وی کاملا عادی صحبت می کرد. همچنین ادواردو هیچگونه یادداشتی مبنی بر تصمیمش برای خودکشی از خود به جای نگذاشته بود.
4) حسین عبداللهی با اشاره به برنامه های بلندمدت ادواردو می گوید: "ادواردو می گفت می خواهم به ایران بروم و پناهنده سیاسی شوم و در قم به تحصیلاتم ادامه دهم." محمد عبداللهی نیز می گوید: "یک هفته قبل از آنکه ادواردو فوت کند، با هم نشسته بودیم و سوره بنی اسرائیل را به زبان ایتالیایی می خواندیم. ادواردو به من گفت می خواهد زبان عربی را فرابگیرد تا بتواند بهتر قرآن را درک کند. بدیهی است که فردی که برنامه های بلندمدت برای زندگی خود دارد و اهداف والایی را دنبال می کند به هیچ وجه دست به خودکشی نخواهد زد.
5) مورد مشکوک دیگری که درباره شهادت ادواردو وجود دارد این است که هیچ&shy; گونه بررسی تکمیلی در مورد نحوه قتل او انجام نشد. جسد وی کالبد شکافی نشد و مرگ وی فوراً خودکشی جلوه داده شد. حتی قبل از آنکه پلیس مرگ وی را به صورت رسمی خودکشی اعلام کند، برخی روزنامه&shy; ها خبر خودکشی پسر رئیس کارخانه فیات را چاپ کردند و ذهن مردم را کاملا به سمت گزینه خودکشی سوق دادند. جسد وی نیز تا ظهر فردای روز حادثه به خاک سپرده شد تا فرصت برای هیچ گونه تحقیقی مهیا نباشد. 
6) پس از مرگ ادواردو سانسور مطلقی درباره مسلمان بودن، عقاید و حتی سفر وی به ایران انجام شد. اظهارنظرهای روزنامه&shy; های ایران به ویژه انجمن اسلامی فارغ التحصیلان ایتالیا درباره احتمال قتل وی به هیچ&shy;وجه بازتاب داده نمی&shy;شد. در حالی که خانواده آنیلی یکی از بزرگترین خانواده&shy; های ایتالیا است و کوچکترین اظهارنظری درباره این خانواده به سرعت منعکس می&shy; شود، به نحوی که نخست وزیر ایتالیا درگذشت ادواردو را به خانواده آنیلی تسلیت گفت و قبل از بازی ایتالیا و انگلستان، ورزشگاه یک دقیقه به احترام ادواردو سکوت کرد. همچنین پس از مرگ ادواردو تمامی اسناد و شواهد مربوط به فعالیت&shy; ها و زندگی وی جمع &shy;آوری شد و حتی فیلم مستندی که توسط وی ساخته شده بود و در آرشیو کانال 1 ایتالیا بود، از آرشیو این کانال خارج شد.
7) چند سال پس از قتل ادواردو، یکی از دوستان بسیار نزدیک وی به نام لوکا کائتانی لواتلی نیز با همین سناریو به قتل رسید. او دوست ادواردو بود و با وی به ایران آمده و در ایران شیعه شده بود. لوکا نیز یکی از نجیب زادگان ایتالیایی بود. پدر لوکا به سلطان شراب ایتالیا معروف بود و خانوده&shy;اش از سرشناس&shy;ترین خانواده&shy;های این کشور به حساب می&shy;آمدند. با توجه به سرنوشت مشابه او با ادواردو، به نظر می&shy;رسد تاکتیک "خودکشی سازی" یکی از تاکتیک&shy; های اصلی برای از بین بردن چنین جوانانی است که حاضر نیستند در جهالت باقی بمانند.
8) دکتر مارکو باوا یکی از دوستان صمیمی ادواردو بود که به نحوه زسیدگی به پرونده ادواردو اعتراض کرد. وی در سال 2001 نامه ای به شورای عالی قضایی ایتالیا نوشت و در آن ضمن انتقاد از فرآیند رسیدگی به پرونده ادواردو، علت عدم استفاده از آدمک انسانی برای بازسازی صحنه خودکشی را جویا شد. به عقیده وی شواهد موجود درباره لباس ها و کفش ادواردو، خودکشی را تایید نمی کنند. وی همچنین عدم انجام کالبدشکافی را غیرقابل قبول خوانده بود.
دکتر مارکو دلایل دیگری نیز دارد که اثبات می کند ادواردو خودکشی نکرده است. وی اینگونه استدلال می کند: "زمان مرگ ادواردو بین ساعت های 9 تا 10:30 صبح روز پنجشنبه اعلام شده است. در این ساعت از روز به صورت میانگین هر 10 الی 15 ثانیه، یک ماشین از آن منطقه عبور می کند. امکان ندارد هیچ کس ادواردو را در حین خودکشی ندیده باشد. زیرا پارک کردن ماشین، بیرون آمدن از آن، بالا رفتن از حصار یک و نیم متری کنار بزرگراه و پریدن به پایین حداقل 2 دقیقه طول می کشد و قطعا در این مدت می بایست افرادی وی را دیده باشند. در حالیکه هیچکس شاهد این اتفاقات نبوده است.
دکتر مارکو معتقد است که ادواردو کشته شده و سپس توسط ماشینش به محل کشف جسد منتقل شده است و برای آنکه قتل همچون خودکشی به نظر برسد، با وسیله ای به سر ادواردو ضربه وارد شده است تا جراحاتی همچون جراحات ناشی از پرش از ارتفاع بر روی سر وی ایجاد شود.
 
انگیزه قتل ادواردو
خانواده ادواردو بسیار پولدار و بانفوذ بودند. فقط سود دارایی های خانواده او 60 میلیارد دلار در سال برآورد شده است. کارخانه ماشین سازی فیات، فراری،اوبکو، لامبورگینی، لانچیا، آلفارمو، چندین کارخانه صنعتی ، بانک های خصوصی، شرکت های طراحی مد و لباس، روزنامه های لاستامپا، کوریره، دلاسرا و باشگاه فوتبال یوونتوس تنها بخشی از اموال خانواده آنیلی است. چون بعد&lrm;ها ادواردو مسلمان شد، پدرش حاضر نشد که ارث و میراثش را به&lrm;دست او بسپارد؛ لذا پسرعموی مسیحی&lrm;اش را به&lrm;عنوان جانشین تعیین کردند. اما ناگهان این خبر پیچید که او بر اثر سرطان ناشناخته&lrm;ای فوت کرد. اگر زنده می&lrm;ماند، مدیریت این اموال به یک مسیحی می&lrm;رسید. بدین ترتیب آخرین مسیحی خانواده آنیلی نیز فوت شد و تنها ادواردو باقی&shy; مانده بود. این بدین معنی بود که تا رسیدن اموال این خانواده به دست یهودیان یک گام باقی مانده بود و آن مرگ ادواردو بود.
دکتر قدیری ابیانه در وبلاگ شخصی خود گفته است که ادواردو از خطری که جانش را تهدید کرده بود، آگاه بود. ابیانه که رابطه خوبی با ادواردو داشت، می&shy; گوید: " ادواردو به دوستان مسلمانش آقای الکان همسر اول خواهرش را منشاء&zwnj; خطر برای جان خود عنوان کرده بود،&zwnj; منتهی تصور می&zwnj;کرد چتر حمایت پدر مانع آن می&zwnj;شود که در زمان حیات پدر او را به قتل برسانند. من خود با او صحبت کرده بودم و به او هم در مورد امکان قتلش هشدار داده بودم، &zwnj;لیکن او ضمن تایید خطر جانی برای خود بویژه از سوی صهیونیست ها و بالاخص با هماهنگی الکان یهودی (همسر خواهرش) معتقد بود این خطر پس از مرگ پدر جدی خواهد شد." 
بعد از شهادت ادواردو و مرگ پدر این ارث قانونا به خواهرش می&lrm;رسید، اما با کمک مادر ادواردو حدود 500 میلیون دلار را که در مقابل ثروت خانواده ادواردو بسیار ناچیز است، به خواهرش دادند و با فریب از او امضا گرفتند و به نوعی او را از ارث محروم کردند که بعد&lrm;ها وی از دست مادر خود در دادگاه به&lrm;خاطر این موضوع شکایت کرد، اما به هر حال مدیریت این سرمایه عظیم دست خواهرزاده&lrm;&lrm;های یهودی ادواردو افتاد.
 
رسوایی اخلاقی جان لاپو الکان، وارث یهودی خاندان آنیلی
&nbsp;
چند سال پیش رسانه&zwnj;هاي ايتاليايي از رسوايي اخلاقي خواهرزاده يهودي ادواردو آنيلي وارث خانواده آنيلي در ميان مردم ايتاليا پرده برداشتند. به گزارش نشريه اشپيگل موناكو، مشكل پيش آمده براي الكان در نتيجه افراط در مصرف مخلوطي از قرص&zwnj;هاي اكستازي، كوكائين و مشروبات الكلي بوده و وي به خاطر اين مسئله بخشي از توان ذهني خود را از دست داده است. روزنامه osservative romano  &nbsp; متعلق به واتيكان نيز در تاريخ 22 اكتبر اشاره&zwnj;اي تلويحي به مسئله اعتياد وارث آنيلي&zwnj;ها و ديگر مفاسد وي داشته است. 
سايت اطلاع&zwnj;رساني virgilio نيز در خبري به شهره شدن اين يهودي صهيونيست به فساد در ميان مردم ايتاليا اشاره كرده و اظهار داشته است: "دانشجويان ايتاليايي در اعتراض به يك مصوبه پارلمان اين كشور در تاريخ 25 اكتبر مقابل پارلمان ايتاليا تجمع كردند. اين دانشجويان در اعتراض به اكثريت حاكم ايتاليا به صورت طعنه آميز شعار مي&zwnj;دادند: "همه شما مثل جان الكان هستيد.""
&nbsp;
 سفرهای ادواردو به ایران
&nbsp;
اولین آشنایی ادواردو با انقلاب اسلامی ایران در تاریخ 31 فروردین 1359 رخ داد؛ یک هفته پس از مناظره تلویزیونی دکتر قدیری ابیانه با خبرنگاران آمریکایی، عراقی و ایتالیایی که از شبکه تلویزیونی ایتالیا به طور زنده (درتاریخ 24 فروردین 1359) پخش می&zwnj;شد؛ مناظره&zwnj;ای که بخش&zwnj;هایی از آن در فیلم مستند ادواردو نیز گنجانده شد. او که تنها 6 ماه از قدیری جوان&zwnj;تر بود،&zwnj; تصمیم به آشنایی و دوستی با قدیری می&zwnj;گیرد و به عنوان ناشناس به منزل او مراجعه می&zwnj;کند. دکتر قدیری ابیانه در مورد این دیدار می&zwnj;گوید: "یک هفته بعد از شرکت در میزگرد تلویزیونی که ادواردو آن را دیده بود،&zwnj; در روز یکشنبه&zwnj; در حالی&zwnj;که&zwnj; من&zwnj; در اقامت&zwnj;گاه سفارت&zwnj; بودم، دربان&zwnj; سفارت&zwnj; گفت&zwnj; که&zwnj; یک&zwnj; جوان&zwnj; ایتالیایی&zwnj; آمده&zwnj; و می&zwnj;خواهد شما را ببیند. من&zwnj; هم&zwnj; گفتم&zwnj; اگر می&zwnj;شود به&zwnj; او بگویید فردا برای&zwnj; ملاقات&zwnj; بیاید. ولی&zwnj; بعد از لحظاتی&zwnj; دربان&zwnj; سفارت&zwnj; دوباره&zwnj; زنگ&zwnj; زد که&zwnj; این&zwnj; جوان&zwnj; می&zwnj;گوید "خدا هر در بسته&zwnj;ای&zwnj; را می&zwnj;گشاید." من&zwnj; هم&zwnj; گفتم&zwnj; فوراً در را باز کنند و خود هم&zwnj; به&zwnj; استقبالش رفتم&zwnj;. جوان&zwnj; قد بلند لاغری&zwnj; بود که&zwnj; با یک&zwnj; موتور گازی&zwnj; کهنه&zwnj; آمده&zwnj; بود و خودش&zwnj; را ادواردو آنیلی&zwnj; معرفی&zwnj; کرد. من&zwnj; بدون&zwnj; این&zwnj;که&zwnj; انتظار جواب&zwnj; مثبتی&zwnj; از او داشته&zwnj; باشم،&zwnj; از او پرسیدم&zwnj; که&zwnj; شما با خانوادهِ&zwnj; آنیلی&zwnj; معروف&zwnj; نسبتی&zwnj; دارید و او گفت&zwnj; که&zwnj; من&zwnj; پسرش&zwnj; هستم!"
&nbsp;
ادواردو چند بار به ایران آمد. در سفر اولش به ایران به دیدارامام خمینی (ره) آمده بود و امام هم پیشانی او را بوسیده بود. که ادواردو در سفر خود به ایران در تاریخ جمعه 14 فروردین 1360 در صف اول نماز جمعه تهران به امامت حضرت آیت الله خامنه&shy;ای شرکت کرده بود. آیت الله هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود بدون ذکر نام می نویسد که پسر رئیس فیات که مسلمان شده است با امام دیدار کرد. در این ملاقات آیت&shy;الله خامنه&shy;ای هم حضور داشت. جالب است که این خاطرات قبل از قتل ادواردو در ایران منتشر شده است.
 خبری که ادواردو از دیدارش با حضرت امام (ره) تنظیم کرده بود  
متن زیر دستخط ادواردو به زبان ایتالیایی است. متن زیر پبشنهاد ادواردو به عنوان متن خبر ملاقات او با حضرت امام (ره) می باشد. . ملاقاتی که در 8 شهریور 1360 در حضور حضرت آیت الله خامنه ای &ndash; هاشمی رفسنجانی &ndash; مرحوم حاج احمد خمینی و آقای فخرالدین حجازی انجام شد. چون قرار نبود نام ادواردو ذکر شود این ملاقات جنبه خبری نداشت و لذا متن زیر تقدیم دفتر امام (ره) نگردید.
شواهد موجود درباره مرگ شهید ادواردو آنیلی سوالات زیادی در ذهن ایجاد می&shy;کند. چرا آنچنان سانسور قوی ای در ایتالیا حاکم بوده که حاضر نبودند حقایق را حداقل در مورد مسلمان بودن او بنویسند؟ چرا رسانه های گروهی از چاپ عکس ادواردو در صف اول نماز جمعه و پخش فیلم نماز او در تهران خودداری کردند؟ چرا پرونده او را مختومه اعلام کردند و نگذاشتند در مورد این ماجرا بررسی شود؟ در ایتالیا یک کودتای بزرگ اقتصادی با مرگ پسر عموی مسیحی ادواردو و شهادت ادواردو مسلمان واقع شد و مدیریت و مالکیت این مجموعة عظیم اقتصادی از دست مسیحیان خارج و به دست یهودیان افتاد و دولت ایتالیا (در ظاهر) و صهیونیست&shy;ها در پشت پرده، همه تلاش خود را کردند که مرگ شهید ادواردو را خودکشی نشان دهند و کاری کنند که کسی متوجه این کودتای عظیم اقتصادی که طبیعتاً آثار سیاسی هم دارد نشود. 
منابع و مآخذ:
1) سخنرانی ها و دست نوشته های دکتر قدیری ابیانه
2) مستند ادواردو آنیلی به کارگزدانی سیاوش سرمدی (تهیه کننده: حبیب الله کاسه ساز)
3) http://ghadiri.ir/
4) Johnston, Bruce (19 June 2001). "Fiat chief's son dies in viaduct plunge". The Daily Telegraph (London). Retrieved 2008-04-04
5) www.ariannaeditrice.it/articolo.php?id_articolo  
6)  Farnham, Alan (10 September 1990).  "THE CHILDREN OF THE RICH &amp; FAMOUS". CNN. Retrieved 2008-04-04
  7)  "The curse of inheritance: Do wealthy dynasties always make for happy heirs?".  Belfast Telegraph. 19 July 2007. Archived from  the original on 2007-10-09. Retrieved 2008-04-04.
  8) dAgneli "Misticismo, francescanesimo, droga, buddismo, discorsi contro il capitale, elogio dei poveri, critiche alla conduzione Fiat"  La Repubblica, Nov, 2000
  9)&nbsp;"Fiat family's search for an heir.".  Sunday Business. 26 November 2000. Retrieved 2008-04-04.
  10)  "Death of a family firm?".  The Sunday Business Post. 3 December 2000. Retrieved 2009-03-01.
  11) August, Melissa; Bower, Amanda; Cooper, Matthew; Frank, Steven; Keliher, MacAbe; Minhua, Ling; Martens, Ellin; Orecklin, Michele et al. (27 November 2000).  "Milestones".  Time. Retrieved 2008-04-04.
  12)  "Edoardo Agnelli was a Shiite Martyr".  Corriere della Sera. 11 November 2005. Retrieved 2009-03-01.
&nbsp;

]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:45:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>جنگ نرم، فیلم و سریال</title>
<link>https://haq.loxblog.com/جنگ-نرم-فیلم-و-سریال</link>
<guid>https://haq.loxblog.com/جنگ-نرم-فیلم-و-سریال</guid>

<description><![CDATA[


&nbsp;
فیلم و سریال
تولد یک سرگرمی جدید
زمانی که آگوست و لوئی لومیر فرانسوی در آخرین سالهای قرن نوزدهم، دستگاه سینماتوگرافشان را ساختند قطعا هیچ کس نمی توانست حدس بزند که این دستگاه قابل حمل سرگرم کننده، چند دهه بعد به ابزاری برای تاثیرگذاری بر ذهن و اراده انسانها و اعمال قدرت نرم تبدیل شود.
حتی تا چند دهه بعد هم قابلیت این وسیله جدید از ساختن تصاویر متحرک یک دقیقه ای سرگرم کننده و خنده آوری مثل آب پاشیدن به همدیگر و یا بزن و بکوب فراتر نرفت. هنوز از فیلم نامه و تدوین و دستکاری در واقعیت خبری نبود.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;

&nbsp;
&nbsp;


فیلم و سریال
تولد یک سرگرمی جدید
زمانی که آگوست و لوئی لومیر فرانسوی در آخرین سالهای قرن نوزدهم، دستگاه سینماتوگرافشان را ساختند قطعا هیچ کس نمی توانست حدس بزند که این دستگاه قابل حمل سرگرم کننده، چند دهه بعد به ابزاری برای تاثیرگذاری بر ذهن و اراده انسانها و اعمال قدرت نرم تبدیل شود.
حتی تا چند دهه بعد هم قابلیت این وسیله جدید از ساختن تصاویر متحرک یک دقیقه ای سرگرم کننده و خنده آوری مثل آب پاشیدن به همدیگر و یا بزن و بکوب فراتر نرفت. هنوز از فیلم نامه و تدوین و دستکاری در واقعیت خبری نبود.
&nbsp;حدود ده سال طول کشید تا فیلمهای تک شات که کاملا توسط یک نفر و تعداد محدودی همکار ساخته میشد به فیلمهای چند دقیقه ای و چند شاته، که توسط کمپانیهای بزرگ با قواعد صنعتی ساخته میشد تبدیل شوند. حالا دیگر سینما تبدیل به یک تفریح عمومی شده بود.

قجرها فیلم باز می شوند
سینما پایش خیلی زود به ایران بازشد. شاهان قاجار دنبال تنوع و تفنن بودند و برای آوردن صناعت جدید سینماتوگراف از فرنگ انگیزه کافی داشتند. نخستین دوربین فیلم&zwnj;برداری یا همان دستگاه سینماتوگراف، سال 1279 هجری خورشیدی در زمان مظفرالدین&zwnj;شاه به ایران آمد، هر چند ساخت اولین سالن سینمای عمومی تا سال 1291 اتفاق نیفتاد. تا سال 1308 هیچ فیلم ایرانی ساخته نشد و اندک سینماهای تاسیس شده به نمایش فیلم&zwnj;های غربی که در مواردی زیر نویس فارسی داشتند می&zwnj;پرداختند. نخستین فیلم بلند سینمایی ایران به نام &laquo;آبی و رابی&raquo; در سال 1308 توسط آوانس اوگانیانس، ساخته شد.
نخستین فیلم صدادار فارسی هم فیلم دختر لر بود که در سال 1317 خورشیدی توسط عبدالحسین سپنتا ساخته شد. استقبالی که از این فیلم شد، مقدمات ساخت چند فیلم ایرانی دیگر را فراهم کرد. تغییر جو سیاسی کشور طی سالهای 1315 تا 1327 و اعمال سانسور شدید و مواجهه با جنگ جهانی دوم فعالیت سینمای نوپای ایران را با رکود مواجه ساخت. هر چند نباید از نظر دور داشت که تا این دوره هنوز سینما در ایران جنبه عمومی نیافته بود و استفاده از معدود سینماهای موجود در تهران و شهرهای بزرگ، تقریبا مختص اشراف و اقشار خاصی از جامعه بود. از طرف دیگر در بین سازندگان فیلم نیز خط فکری خاصی وجود نداشت و فیلم&zwnj;های ساخته شده عمد تاً اقتباسی ناشیانه از فیلمهای خارجی بود.
قدرت سینما کشف می شود
سابقه استفاده از سینما در جنگ فرهنگی به جنگ جهانی اول برمی گردد. زمانی که هر یک از کشورهای درگیر جنگ باید مردم خود را در این باره که چرا باید بجنگید، توجیه می کردند، یعنی توجیه افکار عمومی. اما نقش امریکا در این زمینه پررنگ تر از هر کشور دیگری است. امریکا در دو جنگ جهانی درگیر شد که هیچ ربطی به او نداشت.
امریکا در یکی دو سال اول هر دو جنگ، هم در سال 1914 و هم در سال 1939 وارد جنگ نشد و صبر کرد تا متفقین و متحدین، خوب همدیگر را کوبیدند و بعد به بهانه&zwnj;ای وارد جنگ شد. تا آن روز امریکا سیاست انزواطلبانه&zwnj; داشت و هنوز به شکل جدی وارد عرصه سیاست دنیا نشده بود، ولی از این زمان وضعیت تهاجمی به خود گرفت و چهار سال بعد، در سال 1918 و در پایان جنگ جهانی اول، خود را به &zwnj;عنوان یک ابرقدرت جهانی به رخ کشید.
سینما در هر دو جنگ جهانی خدمت بزرگی به امریکا کرد و یک کشور منزوی بی&zwnj;ارتباط با جنگ را به یک ابرقدرت و همه کاره و پیروز جنگ تبدیل کرد. آمریکایی که در هیچ کدام از دو جنگ هیچ لطمه جدی ندید. نه به خاکش حمله شد، نه شهرهایش بمباران شدند، در حالی که کشورهای اروپائی ویران شدند و ده&zwnj;ها میلیون کشته دادند.
بعد از جنگ جهانی دوم روسیه شوروی که در جنگ تا مرز سقوط رفته بود، از فردای پیروزی در جنگ ابرقدرتی شد که نیمی از دنیا را در اختیار داشت و تا پایان جنگ سرد، مزاحم جدی امریکائی&zwnj;ها بود؛ و در دو جنگ عظیم، یعنی جنگ کره و جنگ ویتنام تقریباً امریکا را شکست داد.
&nbsp;&nbsp;&nbsp; یکی از اولین اهداف هالیوود کمک به براندازی اتحاد جماهیر شوروی سابق بود. مجموعه فیلم&zwnj;های جیمز باند در دهه شصت میلادی که در اکثر آن&zwnj;ها آمریکایی&zwnj;ها اهورایی بودند و پیروز و روس&zwnj;ها اهریمنی و شکست خورده، خود شاهدی بر این مدعاست. در مورد اشغال قاره موسوم به آمریکا نیز کافی است به انیمیشن پوکوهانتس دقت کنیم؛ تا عمق بهره برداری از ابزار هنر در توجیه روند سلطه برایمان روشن شود. در این انیمیشن، دختری سرخپوست عاشق یک جوان انگلیسی می&zwnj;شود و نامزد سرخپوست خود را رها می&zwnj;کند. این امر در نمادگرایی هنری، بدین معناست که سرزمین و عقیده بومی کشوری که دختر مذکور به آن جا تعلق دارد، مایل به پذیرش مهاجمان است و باز هم اشاره ای به این نکته نمی&zwnj;شود که اشغال قاره آمریکا، با قتل و عام سرخپوستان میسر شد؛ نه با عشق و عاشقی. مشابه این محصولات سینمایی در مورد اشغال استرالیا، نیوزلند، هند و خاورمیانه هم ساخته شده و دهه&zwnj;هاست روانه بازار گردیده&zwnj;اند؛ مثلاً در مورد اشغال خاورمیانه عربی و تجزیه امپراتوری عثمانی، فیلم معروف لارنس عربستان از ماهیت استراتژیک برخوردار است.
هدف: ایران
با شروع عصر انقلاب الکترونیک و انفجار اطلاعات و گسترش تصاعدی رسانه های جمعی در غرب و سایه انداختن رسانه&zwnj;ها و سینمای استراتژیک بر تمام جهان&nbsp; به ویژه مشرق زمین، این پدیده ابعاد تازه ای یافت و در مواردی فعال&zwnj;تر از نیروی نظامی آمریکا عمل کرد.
در این بین، حوزه فرهنگی تمدن ایرانی، در حساس&zwnj;ترین پهنه جغرافیای سیاسی جهان قرار گرفته است. سرزمینی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و قطع دست آمریکا و رهایی از استعمار دویست ساله و تبدیل شدن به کشوری مستقل، به جرم استقلال سی ساله&zwnj;اش، پس از بی اثر شدن جنگ تحمیلی و ده&zwnj;ها دسیسه و توطئه دیگر، در چند سال اخیر، به شدت مورد تهاجم رسانه&zwnj;ها و سینمای استراتژیک غرب قرار گرفته است.
در مقابل هجمه هایی که به فکر و ذهن جوانان این مرز و بوم می شود، هجمه های تبلیغاتی پوچ غرب برای بدنام کردن جمهوری اسلامی، به هیچ می ماند!
زندگی به سبک فیلم ها
شكی نیست كه سینما و برادر تنی اش تلویزیون، امروز به مهمترین ابزار انتقال پیام های جامعه شناختی و سبک زندگی در دنیای مدرن تبدیل شده اند.
&nbsp;بخش عمده ای از جوانان و نوجوانان هر جامعه ای تحت تاثیر قهرمان های سینمایی لباس می پوشند، حرف می زنند، شوخی می کنند، عاشق می شوند و حتی فکر
می کنند.
فیلم و سریال امروزه سلطان بلامنازع تعیین سبک زندگی است و کتاب و مطبوعات و سایر رسانه ها به هیچ وجه قدرت رقابت با جذابیت های این مدیوم را ندارند.
برای اعمال تغییر در فرهنگ یک کشور و به طبع آن در دست گرفتن نبض سلایق یک جامعه، نسخه تجویزی بدون هیچ شکی تغییر در سبک زندگی آن جامعه است و غرب و بویژه آمریکا به خوبی این نکته را دریافته و به آن اهتمام دارد.
هر روز ابر قهرمانهای دروغین غربی نه به جنگ با قهرمانان مذهبی و ملی ما که بانیان فرهنگیمان را به مبارزه می طلبند؛ و افکار و وضعیت کنونی جوانان ما از نتیجه این مقابله به خوبی خبر می دهد!
موج سریال سازی
ناتوی فرهنگی در هر دوره یک پیام دارد و نکته جالب فضای کنونی است که پس از سپری شدن 4 موج عظیم، بخش بزرگی از تلاش ها بر روی سریال سازی متمرکز شده است.
موج اول فیلم&zwnj;های استراتژیک ناتوی فرهنگی با همکاری بازوی فیلم&zwnj;سازی&zwnj;هالیوود به قهرمان&zwnj;سازی و القای ابرقدرت بودن ایالات متحده با شخصیت پردازی&zwnj;هایی نظیر سوپرمن (نماد قدرت آمریکا در پهنه&zwnj;ی جهانی)، اسپایدرمن (نماد قدرت آمریکا در داخل آن) و بت&zwnj;من (نماد قدرت آمریکا در داخل و خارج از آن) شکل گرفت.
&nbsp;موج دوم به مفهومی&zwnj;به نام جنبش ماچوئیزم (که واکنش ناتوی فرهنگی به قهرمان گرائی چریک&zwnj;ها و الهام بخشی جنبش چپ بود) با شخصیت پردازی رامبو با بازی سیلوستر استالونه به عنوان نماد چریک آزادی&zwnj;خواه در داخل الگوی لیبرالیزم 
(در مقابل الگویی نظیر چگوارا) می&zwnj;پردازد.
&nbsp;موج سوم در دوران بعد از جنگ سرد، در سال&zwnj;های ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۱، به تقابل بین غرب با پدیده&zwnj;ی تروریسم و القای شیطان&zwnj;گرائی و خرافه، که با سخنرانی جرج بوش پدر در مورد نظم نوین جهانی (New World Order) و با فیلم&zwnj;های سرباز جهانی (با بازی جان کلود ون دام)، سری فیلم&zwnj;های دلتا فورس و فیلم تحت محاصره
(با بازی استیون سیگال) در مقابله با تروریسم جهانی می&zwnj;پردازد.
موج چهارم تروریسم با چهره&zwnj;ی جدیدی به نام اسلام چند سال پیش از واقعه&zwnj;ی یازده سپتامبر با فیلم&zwnj;هایی نظیر آرماگدون و اسکندر و معرفی اسلام به عنوان سردمدار تروریسم جدید معرفی شد.
&nbsp;موج پنجم هجوم استراتژیک غرب اخیرا پا را از سینما فراتر گذاشته و توسط تلویزیون استراتژیک و سریال&zwnj;های استراتژیک با سریال&zwnj;هایی نظیر ۲۴، فرندز، لاست، &hellip; ادامه پیدا کرد. سریال هایی که به جای 90دقیقه در چهل پنجاه قسمت و حتی بیشتر، مخاطب را بمباران فکری می کرد.
سریال بازی در ایران
موج سریال های خارجی در ایران با سریال استراتژیک لاست شروع شد. لاست یک سریال آمریکایی بود که نسخه قاچاق DVD&zwnj;های آن در بازار سیاه ایران به فروش می&zwnj;رسید. موجی که در آغاز برخی آن را تب می&zwnj;خواندند.
&nbsp;فرار از زندان و 24 سریال هایی بودند که پس از لاست در میان جوانان فیلم باز دست به دست می&zwnj;چرخید و مخاطب را تا قسمت آخر با خود همراه می کرد، و تبدیل به بخشی از زندگی او می شد.
موج سریال بازی در ایران به هیچ عنوان کم نشده و چه بسا با زیاد شدن و تعدد سریال ها، برای تمامی سلیقه ها سریالی یافت می شود.
در دسترس بودن سریال ها و تعداد زیاد سایت های پشتیبان کننده برای دانلود، بسیاری از جوانان ما را برای تغییر سبک زندگی به سوی خود جذب می نماید.
مشت نمونه خروار
بدون دخترم هرگز:
&nbsp;زنی آمریکایی که به همراه همسرش به ایران می&zwnj;آید و سپس دیگر نمی&zwnj;تواند برگردد و بعد با زجر تمام فرار می&zwnj;کند. به نوشته سایت MovieMag داستان فیلم کاملاً یک طرفه بود، اقرار در فیلم به وفور یافت می&zwnj;شد، خانواده&zwnj;ی ایرانی در این فیلم علاقه ای به زندگی طبیعی نداشت و دائماً از باید و نبایدها و بد بودن صحبت می&zwnj;کرد (در این فیلم بد و خوب وجود نداشت و در کل ایرانی&zwnj;ها بد بودند). مردان ایرانی همه متجاوز بودند! و... البته اطلاعات اندک دینی نویسنده فیلم، مهم&zwnj;ترین دلیلی شد که این فیلم را نه در آمریکا بلکه در هیچ جای دنیا قبول نکنند. &laquo;بدون دخترم هرگز&raquo; یکی از فیلم&zwnj;هایی است که در خود آمریکا که مردمش معمولاً هیچ چیز درباره دنیا نمی&zwnj;دانند هم با استقبال کمی مواجه شد زیرا معتقد بودند که فیلم واقعی نیست.

&nbsp;&nbsp;۳۰۰:
&laquo;۳۰۰&raquo; به جز یک اکشن سه بعدی، چیز دیگری برای ارائه نداشت. اما چیزی که ما ایرانیان را شگفت زده کرد، تصویری بود که از ارتش ایران در زمان جنگ با اسکندر یونانی نشان داده می&zwnj;شد. در این ارتش همه جور موجود و هیولایی به چشم می&zwnj;خورد. سربازان سیاه پوست که مشخص نیست در آن زمان در کجای ایران زندگی می&zwnj;کردند! و البته خود خشایارشا که خود را خدا می&zwnj;خواند! همه ما می&zwnj;دانیم که ایرانیان در زمان وقوع این جنگ یکتاپرست بودند (زرتشتی) و هیچ&zwnj;گاه خشایارشا خود را خدا ننامید اما او در این فیلم بارها این جمله را تکرار می&zwnj;کند.

سنگسار ثریا:
&nbsp;فیلمی عجیب و غریب که حتی مکان وقوع داستانش هم به درستی مشخص نبود. این فیلم درباره زنی به نام ثریا بود که به دلیل اعتقاد بر باورهایش و ایستادگی در برابر شوهرش، از طرف وی به ارتباط نامشروع با مردی دیگر متهم شد و آخرش هم سنگسار می&zwnj;شود! انسان&zwnj;هایی که در فیلم &laquo;سنگسار ثریا&raquo; حضور دارند کوچک&zwnj;ترین شباهتی به یک انسان ایرانی ندارند و مشخص نیست که سازندگان چگونه به چنین موجوداتی نام ایرانی داده&zwnj;اند. موضوعات ریز و درشت در فیلم &laquo;سنگسار ثریا&raquo; یکی پس از دیگری به صورت اشتباه به مخاطب ارائه می&zwnj;شود و تماشاگر ناآگاه هم چاره ایی به جز توهین بر مردم ایران نمی&zwnj;بیند! این فیلم در زمان اکران به شدت تحویل گرفته شد و همان&zwnj;طور که انتظار می&zwnj;رفت، کلی هم بد و بیراه نصیب ایرانیان به دلیل فرهنگ وحشی صفتشان کرد!. همان&zwnj;طور که می&zwnj;دانیم قانون سنگسار در کشور ایران وجود دارد و بحث&zwnj;های بودن یا نبودنش هم دنبال می&zwnj;شود، اما اینکه با استفاده از این موضوع فیلمی سرتاسر اشتباه (غارت منزل زنی که مرده توسط اهالی ده! ) ساخته شود، موضوعی است که قلب ایرانیان را آزرده می&zwnj;کند.
&nbsp;اسکندر:
&nbsp;الیور استون کارگردانی است که به دلیل مطالعه و پرداختن به جزییات به شهرت رسیده است. از او فیلم &laquo;جان اف کندی&raquo; را به خاطر داریم که با وسواس زیاد ساخته شده بود و تمام زوایای ترور را بررسی می&zwnj;کرد. اما متأسفانه در فیلم &laquo;اسکندر&raquo; کاملاً قضیه برعکس شد! اسکندر خون&zwnj;خوار تبدیل به یک قهرمان شد و زمانی که در فیلم، به ایران حمله می&zwnj;کند با استقبال گرم ایرانیان وارد ایران می&zwnj;شود، از تخت جمشید خوشش می&zwnj;آید، و وارد قصری می&zwnj;شود که مشخص نیست یکی از کلوب های شبانه آمریکاست یا قصر سلطنتی داریوش! در همه کتاب&zwnj;ها به این واقعیت اشاره شده است که زمان حمله اسکندر به ایران، او ایرانیان را قتل عام کرد و تخت جمشید را به آتش کشید و دختر زیبای داریوش را به همسری برگزید. اما در فیلم دختری که اسکندر به همسری برمی گزیند دختری سیاه و رقاص است که کوچک&zwnj;ترین شباهتی به دختر یک پادشاه ندارد! نقطه اوج داستان این بود که اسکندر در کاخ داریوش درباره صلح جهانی صحبت می&zwnj;کرد! این سخنرانی شباهت زیادی به حرف&zwnj;هایی داشت که در آن روزها از دولت آمریکا شنیده می&zwnj;شد. تحریف تاریخی این فیلم حتی صدای مورخان خود آمریکا را هم درآورد.
شرایط:
&nbsp;این فیلم اگرچه جدی و مصمم است، اما تصویری خلاف واقع از آنچه که در کشورمان وجود دارد ارائه کرده است. فیلم مغلطه ایی است از انواع و اقسام مشکلات که همه آن&zwnj;ها در یکجا جمع شده&zwnj;اند. دین و مذهب، هم&zwnj;جنس&zwnj;گرایی، سرکوب، آزادی و موضوعاتی از این دست، در فیلم &laquo;شرایط&raquo; به شکل کاملاً مضحک و ناشیانه ایی مورد بررسی قرار گرفته است. شرایط درباره دختری به نام عاطفه و دوست صمیمی&zwnj;اش شیرین که عاشق جشن&zwnj;های شبانه و رقص و مشروب هستند. پس از مدتی این ۲ در می&zwnj;یابند که احساساتشان کمی فراتر از ۲ دوست معمولی است و به همین جهت به همجنس بازی روی می&zwnj;آورند.
&nbsp;مریم کشاورز کارگردان این فیلم که سال&zwnj;هاست ایران را به چشم ندیده است، سعی کرده در شرایط مشکلات جوانان را زیر ذره بین ببرد و به دنیا نشان دهد که مشکلات جوانان ایرانی چیست. اما نهایت مواردی که او توانسته به آن فکر کند این است که &laquo;جوانان مواد مخدر می&zwnj;خواهند، پارتی می&zwnj;خواهند، فرار از مدرسه می&zwnj;خواهند، همجنس&zwnj;گرایی می&zwnj;خواهند و... &raquo;. خانم کشاورز پیش از ساخت این فیلم با مسئولین جشنواره ساندنس درباره ساخت این فیلم صحبت کرده بود و آن&zwnj;ها هم اعلام کردند که خانم کشاورز را حمایت خواهند کرد!. نتیجه تعامل آنان در فیلم &laquo;شرایط&raquo; ظهور کرده است: شخصیت&zwnj;های ایرانی، رابطه جنسی آمریکایی!
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:45:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مواضع مقدس رهبر ایران</title>
<link>https://haq.loxblog.com/مواضع-مقدس-رهبر-ایران</link>
<guid>https://haq.loxblog.com/مواضع-مقدس-رهبر-ایران</guid>

<description><![CDATA[
پرفسور کلاودیو موفا استاد روابط بین المللی دانشگاه ترامو در ایتالیا
&nbsp;
موضع آیت الله خامنه ای در برابر آمریکا مقدس و صحیح است

رم - پروفسور ˈکلاودیو موفاˈ استاد روابط بین المللی دانشگاه ترامو در ایتالیا با اشاره به موضع آیت الله خامنه ای پیرامون رد پیشنهاد گفت و گوی مستقیم میان تهران و واشنگتن گفت: موضع آیت الله خامنه ای در برابر پیشنهاد 
واشنگتن مقدس و بدون عیب است.
استاد روابط بین المللی دانشگاه ترامو در مصاحبه ای اختصاصی با خبرنگار ایرنا در رم با اشاره به اظهارات آیت الله خامنه ای مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی با فضای زور و تهدید حاضر به مذاکره نمی شود، افزود: موضع گیری آیت الله خامنه ای رهبر عالی ایران نشان می دهد که نیاز به اتخاذ سیاستی قاطع در قبال گستاخی های غرب است. 


&nbsp;
&nbsp;


پرفسور کلاودیو موفا استاد روابط بین المللی دانشگاه ترامو در ایتالیا
موضع آیت الله خامنه ای در برابر آمریکا مقدس و صحیح است

رم - پروفسور ˈکلاودیو موفاˈ استاد روابط بین المللی دانشگاه ترامو در ایتالیا با اشاره به موضع آیت الله خامنه ای پیرامون رد پیشنهاد گفت و گوی مستقیم میان تهران و واشنگتن گفت: موضع آیت الله خامنه ای در برابر پیشنهاد 
واشنگتن مقدس و بدون عیب است.
استاد روابط بین المللی دانشگاه ترامو در مصاحبه ای اختصاصی با خبرنگار ایرنا در رم با اشاره به اظهارات آیت الله خامنه ای مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی با فضای زور و تهدید حاضر به مذاکره نمی شود، افزود: موضع گیری آیت الله خامنه ای رهبر عالی ایران نشان می دهد که نیاز به اتخاذ سیاستی قاطع در قبال گستاخی های غرب است. 
وی اظهار داشت: من برخی از تصاویر ویدیویی تظاهرات در ایران به رهبری آیت الله خامنه ای را دیدم که مردم را تشویق به مقاومت می کرد. او یک الگوی تحسین آمیز از شجاعت و دانایی سیاسی است، زیرا تنها با واکنش قاطع در برابر تهدیدات می توان به صلح واقعی رسید. 
وی گفت: این دقیقا برعکس آن چیزی است که در غرب بویژه در اروپا رخ می دهد. مانند ˈفرانسوا اولاندˈ رییس جمهور فرانسه که با مداخله در مالی همان راه نیکلای سارکوزی را پیموده که مسوول اصلی بمباران ناتو در لیبی است و یا ˈدیوید کامرونˈ که تحت حمایت لابی انگلیس در اتحادیه اروپا است. همچنین آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان که سیاست سلطه گرانه اش در قبال سایر کشورهای اروپایی باعث خسارات اقتصادی سنگینی به تمام کشورهای عضو اتحادیه شده است. 
وی گفت: عدم صحبت کردن بطور واضح و روشن در قبال حق مقدس ایران برای بجلو بردن برنامه هسته ای صلح آمیز و توسعه اقتصادی به خاطر گستاخی های اسراییل است. 
وی تاکید کرد: مشکل اصلی خاورمیانه و جنگ های آن جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه اسراییل است که از سال 1948 تاکنون باعث این مشکلات شده است. 
وی گفت: ایران در حال توسعه صنعت هسته ای است و تاکنون هیچ شواهدی دال بر نظامی بودن آن ثابت نشده، در حالی که اسراییل حداقل دارای 200 کلاهک هسته ای می باشد و همواره کانون تنش و جنگ در تمام منطقه است. 
وی افزود: بنابراین گروه 1+5 باید دست از تحمیل مصالحه در قبال استراتژی روشن توسعه در ایران برداشته و بر اساس ماده شماره 3 آژانس هسته ای مانع بایکوت ایران شود و می بایست مانع شهرک سازی های جدید اسراییل در سرزمین های فلسطینی شده و اجازه سرقت مناطق قابل ساخت و ساز در بیت المقدس را ندهد . تنها با این روش می تواند به صلح واقعی رسید.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:45:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آفتاب آمد دلیل آفتاب</title>
<link>https://haq.loxblog.com/آفتاب-آمد-دلیل-آفتاب</link>
<guid>https://haq.loxblog.com/آفتاب-آمد-دلیل-آفتاب</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;آیت الله آهنین
کریستین ساینس مانیتور (ChristianScienceMonitor) در خبری تحلیلی به شخصیت و تفکرات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای پرداخت و این تیتر را برای تحلیل خود برگزید: &ldquo;بخشی از تفکرات آیت الله آهنین ایران&rdquo;.
&nbsp;آفتاب آمد دلیل آفتاب
(إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ)
(در حقيقت &rlm;خدا دوست دارد كسانى را كه در راه او صف در صف چنانكه گويى بنايى ريخته شده از سرب &rlm;اند جهاد می كنند) (سوره صف/ آیه ۴)

&nbsp;
&nbsp;


آیت الله آهنین
کریستین ساینس مانیتور (ChristianScienceMonitor) در خبری تحلیلی به شخصیت و تفکرات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای پرداخت و این تیتر را برای تحلیل خود برگزید: &ldquo;بخشی از تفکرات آیت الله آهنین ایران .&quot;
&nbsp;
&nbsp;&ldquo;ساینس مانیتور&rdquo; نوشت: 
&laquo;چرا آیت الله آهنین ایران، به آمریکا بی اعتماد است و این آیا اشاره به مذاکرات هسته ای دارد و یا نشان دادن آمادگی برای رویارویی با غرب است؟
این سایت در ادامه افزود: &laquo;هنوز برای بسیاری [آیت الله]خامنه ای که عمامه ای مشکی به سر دارد و علامتی است که نشان می دهد وی از اولاد حضرت محمد (ص) است به عنوان یک معما است. یک روحانی انقلابی با شور و مشتاق شعر که با یقه شیخی اش کاملا شیک در انظار ظاهر می شود.&raquo;
&nbsp;سایت این روزنامه آمریکایی نوشت:
&nbsp;&laquo;پس از ۱۹۸۹ [آیت الله]خامنه ای به عنوان یک بازیگر محاسبه گر در عرصه بین المللی مطرح شد و امروز ایشان خود را یک شخصیت انعطاف ناپذیر و در حال تقویب ایران به عنوان محور مقاومت نشان می دهد آن هم در جنگی که برای شکست تکبر آمریکا و هم پیمانان غربی اش، و از بین بردن اسرائیل در پیش گرفته است. [آیت الله] خامنه ای دارای تفکرات ناشناخته ای است که برای فهم آن باید در شخصیت ایشان مطالعه کرد.&raquo;
آفتاب آمد دلیل آفتاب
(إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ)
(در حقيقت &rlm;خدا دوست دارد كسانى را كه در راه او صف در صف چنانكه گويى بنايى ريخته شده از سرب&rlm; اند جهاد می كنند) (سوره حشر/ آیه ۴)]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:45:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>صداقت رهبر ایران</title>
<link>https://haq.loxblog.com/صداقت-رهبر-ایران</link>
<guid>https://haq.loxblog.com/صداقت-رهبر-ایران</guid>

<description><![CDATA[

مردم آمریکا به صداقت رهبر ایران بیشتر اعتماد دارند 

عضو کمیته تحقیق علمی درباره واقعه یازده سبتامبر:
آمریکایی ها هم اکنون به درک بالاتری از دورویی دولت خود پی برده اند، زیرا نظر سنجی ها نشان می دهد یک سوم مردم آمریکا از جنگهای متجاوزانه دولت خود حمایت نمی کنند.
&nbsp;عضو کمیته تحقیق علمی درباره واقعه یازده سبتامبر(SPINE) در واکنش به محکومیت بمب گذاری های بوستون آمریکا از سوی رهبر معظم انقلاب گفت: هر روز آمریکایی&zwnj;های بیشتری به این نتیجه می رسند که آنچه که رهبر عالی ایران می گوید بسیار واقع گرایانه تر و صادقانه تر از آن چیزی است که آنها از رهبران خود در آمریکا می شنوند.
&nbsp;

&nbsp;
مردم آمریکا به صداقت رهبر ایران بیشتر اعتماد دارند 

عضو کمیته تحقیق علمی درباره واقعه یازده سبتامبر:
آمریکایی ها هم اکنون به درک بالاتری از دورویی دولت خود پی برده اند، زیرا نظر سنجی ها نشان می دهد یک سوم مردم آمریکا از جنگهای متجاوزانه دولت خود حمایت نمی کنند.
&nbsp;عضو کمیته تحقیق علمی درباره واقعه یازده سبتامبر(SPINE) در واکنش به محکومیت بمب گذاری های بوستون آمریکا از سوی رهبر معظم انقلاب گفت: هر روز آمریکایی&zwnj;های بیشتری به این نتیجه می رسند که آنچه که رهبر عالی ایران می گوید بسیار واقع گرایانه تر و صادقانه تر از آن چیزی است که آنها از رهبران خود در آمریکا می شنوند.
&nbsp;
کوین برت موسس جمعیت اتحاد بین مسلمین-یهودیان-مسیحیان (MUJCA) در گفت و گو با شبکه تلویزیونی پرس تی وی افزود: آمریکایی ها هم اکنون به درک بالاتری از دورویی دولت خود پی برده اند، زیرا نظر سنجی ها نشان می دهد یک سوم مردم آمریکا از جنگهای متجاوزانه دولت خود حمایت نمی کنند.
برت در سال 2004 ضمن تاسیس جمعیت یاد شده هدف خود را از این اقدام بهبود گفتگوی بین ادیان، ارتقا درک متقابل و&nbsp; بهبود همزیستی بین پیروان ادیان الهی بعد از واقعه یازده سبتامبر اعلام کرد.
گفتنی است رهبر معظم انقلاب در پی واقعه تروریستی انفجار در مسابقه دو ماراتن بوستون آمریکا در دیدار جمعی از فرماندهان و كاركنان ارتش و خانواده&zwnj;های آنان با ایشان فرمودند:جمهوری اسلامی ایران به پیروی از منطق اسلام با هرگونه انفجار و كشتار مردم بی&zwnj;گناه چه در بوستون آمریكا و چه در پاكستان، افغانستان، عراق و سوریه مخالف است و آن&zwnj;را محكوم می&zwnj;كند.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:45:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>پاسخ آیت الله جوادی آملی به سوالات پروفسور هیپلر</title>
<link>https://haq.loxblog.com/پاسخ-آیت-الله-جوادی-آملی-به-سوالات-پروفسور-هیپلر</link>
<guid>https://haq.loxblog.com/پاسخ-آیت-الله-جوادی-آملی-به-سوالات-پروفسور-هیپلر</guid>

<description><![CDATA[

حضرت آیت الله جوادی آملی در دیدار با دانشجویان و اساتید دانشگاه دیسبورگ به تبیین ویژگی های سیاست دینی از منظر اسلام و نقد شرایط سیاسی کنونی جهان پرداختند.
ایشان در پایان به سوالات پروفسور هیپلر استاد دانشگاه و سرگروه دانشجویان آلمانی پاسخ گفتند. متن این پرسش و پاسخ بدین شرح است: 
پروفسور هيپلر : 
شما مباحث خيلي خوبي را اشاره كرديد رابطه بين سياست و دين و اينكه جامعه سياسي امروز غير ديني است نظر دين راجع به سياست را لطف بفرماييد توضيح بدهيد كه دين راجع به سياست چه نظري دارد؟
 




حضرت آیت الله جوادی آملی در دیدار با دانشجویان و اساتید دانشگاه دیسبورگ به تبیین ویژگی های سیاست دینی از منظر اسلام و نقد شرایط سیاسی کنونی جهان پرداختند.
ایشان در پایان به سوالات پروفسور هیپلر استاد دانشگاه و سرگروه دانشجویان آلمانی پاسخ گفتند. متن این پرسش و پاسخ بدین شرح است: 
پروفسور هيپلر : 
شما مباحث خيلي خوبي را اشاره كرديد رابطه بين سياست و دين و اينكه جامعه سياسي امروز غير ديني است نظر دين راجع به سياست را لطف بفرماييد توضيح بدهيد كه دين راجع به سياست چه نظري دارد؟ 
حضرت استاد: 
دين درباره سياست، انسان را معرفي كرد و انسان&zwnj;ها را برادر يكديگر معرفي كرد، بر محور عقل و عدل جامعه را اداره مي&zwnj;كند به همه ما فرمود نه بيراهه برويد نه راه كسي را ببنديد آنچه از دست شما برمي&zwnj;آيد بكوشيد كسي را زخمي نكنيد و اگر كسي زخمي شد به بالينش بشتابيد و درمانش كنيد. بساط دين بر اين است كه هر موجودي نزد خدا عزيز و محترم است و تمام نيازها را خدا در جهان آفريد و همگان را به اين سفره دعوت كرد و رفاه همگان را هم مي&zwnj;طلبد. سخن دين اين است هر كاري كه انسان انجام مي&zwnj;دهد در محضر خداي سبحان است هر نيّتي كه مي&zwnj;كند در محضر دل و قلب&zwnj;آفرين است و در محكمه عدل خدا همه چيز به حساب مي&zwnj;آيد فرمود در روزي كه صحنه قيامت قيام مي&zwnj;كند يعني همگان بعد از مرگ برای پاداش و کیفر به حضور خدا مي&zwnj;رسند. هر ذرّه&zwnj;اي چه خوب چه بد مشهود انسان است بر اساس اين مبناي عقل و عدل، تدبير امور مردم تدوين مي&zwnj;شود به نام قانون. نمونه قانون سياسي اسلامي اين است هر كتاب قانون يك سلسله موادّي دارد يك سلسله مباني، مواد قانوني را از مباني مي&zwnj;گيرند مانند عدل، استقلال، حريّت، امنيت، امانت و مانند آن كه اينها مباني است آن موادّ قانوني و حقوقي و سياسي را از اين مباني مي&zwnj;گيرند مهم&zwnj;ترين مبنا در بين مباني حقوقي که موادّ قانوني از اين مباني استنباط مي&zwnj;شود مسئله عدل است يعني همه مواد قانوني بايد عادلانه باشد معناي عدل هم روشن است عدل يعني هر چيزي را در جاي خود قرار دادن، اين مفهوم، شفاف و روشن است اما جاي اشيا كجاست جاي اشخاص كجاست آن را اشياآفرين و اشخاص&zwnj;آفرين بايد مشخص كند عدل معنايش اين است هر چيزي را در جاي خود قرار بدهيم اما جاي اشيا كجاست جاي اشخاص كجاست آيا زن و مرد يكي هستند يا فرق دارند آيا شراب و سركه يكي هستند يا فرق دارند آيا گوسفند و خوك هر دو حلال&zwnj;اند يا يكي حلال است و ديگري حرام، غير از آفريدگار اينها كسي نمي&zwnj;داند. آيا دريا حقّ همه است يا نه، آيا منابع و موادّ معدني براي همه است يا نه، آيا اينها براي دولت است يا ملت، اينها را بايد كسي بيان كند كه اینها را آفريده است. قوانين سياسي اسلام از اين مباني گرفته مي&zwnj;شود مثل عدل و استقلال و امنيت و امانت و مانند آن و اين مباني را از آن منابع وحياني مي&zwnj;گيرند اگر منابع را رها كنيم مبناي بي&zwnj;منبع مي&zwnj;شود جاهلانه، می شود حرف غير علمي، زيرا عدل را خودشان معنا مي&zwnj;كنند، جاي اشيا و اشخاص را خودشان معین مي&zwnj;كنند، لذا ممكن است كسي كه از سرزمين خود دفاع مي&zwnj;كند اين دفاع مقدس را ترور بدانند و ترور تروريست&zwnj;ها را تقديس كنند چون به دست خود آنهاست نتيجه&zwnj;اش جنگ جهاني اول، جنگ جهاني دوم و اشغال كشورهاي مظلوم است. 
پروفسور هيپلر: 
مباحثي كه طرح كرديد با اينكه دانستنش خيلي جالب بود دانستنش، مباحث بسيار مبنايي و فلسفي قضيه هستند كه جهان چطور خلق شده و رابطه عقل و دين و اينها، خيلي مباحث كلي و به قول معروف پايه&zwnj;اي هستند و هر عقل سليمي و معمول افراد ديني هم به اين رسيدند عدالت را همه خوب مي&zwnj;دانند و كارهاي خوب را همه نیک مي&zwnj;پندارند. رئيس جمهور دولت آلمان كنوني هم يك فرد بسيار مذهبي است يك پروتستان فعال است كه او هم اينها را باور دارد اين را همه قبول دارند فعاليت&zwnj;هاي مذهبي در این جوامع هست ولي به سياست دولت&zwnj;ها كه مي&zwnj;رسد، دين ديگر راه ورود ندارد. در مقام سخن، مباني ديني را رد نمي&zwnj;&zwnj;كنند ارزش مي&zwnj;گذارند و تبليغ مي&zwnj;شود ولی زماني كه به عمل مي&zwnj;رسد آن سياستمدارها خودشان را ملزوم و ناچار به استفاده از مباني ديني خودشان را نمي&zwnj;دانند و طور ديگر عمل مي&zwnj;كنند. اين شرايط را ما از اروپاست مي&zwnj;دانيم و باور داريم اگر نظري داريد بفرماييد. 
حضرت استاد: 
يك وقت است كه انسان سياست ديني را مي&zwnj;خواهد تشريح كند يك وقت مي&zwnj;خواهد عمل كند كم نيستند افرادي كه مي&zwnj;گويند دين افيون است ماركس و انگلس حرفشان اين بود که دين افيون است يعني انسان با مرگ مي&zwnj;پوسد و بعد از مرگ خبري نيست همان طوري كه بعد از مرگ كسي گرگ را كيفر نمي&zwnj;كند و گوسفند را پاداش نمي&zwnj;دهد ظالم را كسي كيفر نمي&zwnj;كند و مظلوم را پاداش نمي&zwnj;دهد اين فكر ماركس و انگلس كه خطرات فراواني را به همراه داشت و دارد در عمل امر رايج همه است آن اعتقاد دروني كه سودمند نيست مشكل سياست را حل نمي&zwnj;كند اگر كسي پذيرفت كه موادّ قانوني بايد به استناد عدل باشد و اگر عدل را وضع هر چيزي در جاي خود معنا كرد بايد بداند جاي اشيا كجاست جاي اشخاص كجاست و اين را غير از اشياآفرين و اشخاص&zwnj;آفرين يعني خدا كسي نمي&zwnj;داند اگر مبناي حقوقي به منبع ختم نشود، قوانين، ظالمانه تدوين مي&zwnj;شود سياست ديني آن است كه موادّ ما به مباني، مباني ما به منابع استناد پيدا كند تا قوانين بشود محقّقانه انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام راحل براي آن است كه اين اضلاع و عناصر سه&zwnj;گانه پياده بشود اميدواريم روزي فرا برسد كه جهان اين اصول سه&zwnj;گانه را بشناسد و پياده كند و كارخانه&zwnj;هاي سلاح های آدم&zwnj;كشي تبديل بشود به مراکز توليد مواد غذايي و فعالیت های فرهنگي؛ به اميد آن روز اميدواريم! ـ ان&zwnj;شاءالله ـ اين پيام را از ايران اسلامي به بركت خون&zwnj;هاي شهدا و تلاش امام راحل به عنوان ره&zwnj;توشه به غرب ببريد و آن عزيزاني كه منتظر صلاح و فلاح&zwnj;اند به اين معارف بار يابند تا جهان چهره صلح و آسايش و آرامش را بهتر ببيند . 
مجدّداً مقدم شما را گرامي مي&zwnj;داريم اميدواريم در سفر به ايران اسلامي علماً و عملاً به شما خوش گذشته باشد.
&nbsp;
برای دیدن منبع خبر کلید کنید
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:45:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>پیشینه ارتباط ایران و امریکا</title>
<link>https://haq.loxblog.com/پیشینه-ارتباط-ایران-و-امریکا</link>
<guid>https://haq.loxblog.com/پیشینه-ارتباط-ایران-و-امریکا</guid>

<description><![CDATA[
شنایی ایرانیان با امریکایی ها به پیش از برقراری روابط سیاسی بین ایران و امریکا باز می گردد. با ورود اولین هیأت مذهبی امریکا به کشور ایران، در سال 1208 شمسی این ارتباط آغاز گردید. هیأت تبشیری پروتستانی به ارومیه رفت و فعالیت خویش را عمدتاً بین آسوری های آن دیار شروع کرد. سپس چهل و یک سال بعد در سال 1251 هجری شمسی، در تهران و نُه سال پس از آن، در سال 1260 شمسی، در تبریز و پس از آن در همدان مراکزی را برای تبلیغ و ترویج مسیحیت پروتستانی از نوع امریکایی آن (باتیست ها، مندیست هاو...) تأسیس کردند. آمریکایی ها به ندریج دامنۀ فعالیت های خود را از حوزۀ مسیحیان ایرانی خارج کرده، به مسلمانان روی آوردند. اگرچه توفیق چندانی در این کار به دست نیاوردند ولی زمینه های اولیه آشنایی با محیط ایران را پیدا کردند.


  
مقدمه
آشنایی ایرانیان با امریکایی ها به پیش از برقراری روابط سیاسی بین ایران و امریکا باز می گردد. با ورود اولین هیأت مذهبی امریکا به کشور ایران، در سال 1208 شمسی این ارتباط آغاز گردید. هیأت تبشیری پروتستانی به ارومیه رفت و فعالیت خویش را عمدتاً بین آسوری های آن دیار شروع کرد. سپس چهل و یک سال بعد در سال 1251 هجری شمسی، در تهران و نُه سال پس از آن، در سال 1260 شمسی، در تبریز و پس از آن در همدان مراکزی را برای تبلیغ و ترویج مسیحیت پروتستانی از نوع امریکایی آن (باتیست ها، مندیست هاو...) تأسیس کردند. آمریکایی ها به ندریج دامنۀ فعالیت های خود را از حوزۀ مسیحیان ایرانی خارج کرده، به مسلمانان روی آوردند. اگرچه توفیق چندانی در این کار به دست نیاوردند ولی زمینه های اولیه آشنایی با محیط ایران را پیدا کردند.
دوران قاجار، سرآغاز روابط
روابط رسمی ایران و امریکا نخست با اقدام میرزا تقی خان امیر کبیر آغاز شد. او در سال 1266ق/1849م برای میرزا محمد خان، مصلحت گذار ایران در اسلامبول فرمان صادر کرد تا با نمایندۀ سیاسی امریکا که مقیم آن شهر بود، گفت و گو کرده، زمینۀ انعقاد قراردادی را فراهم کند. بالاخره در 14ذیحجه 1267ق 19اکتبر1851م پیمان دوستی و کشتیرانی ایران وایالات متحده بین میرزا احمد خان خویی و جورج مارش طی هشت ماده به امضا رسید.
این معاهده به دولت امریکا اجازۀ حضور رسمی در خلیج فارس و تأسیس کنسولگری در بوشهر را می داد، مجوزی که تا پیش از آن، فقط انگلیس ها از آن بهره مند بودند. بدین ترتیب امریکا به صورت رسمی وارد فضای سیاسی-اجتماعی ایران شد. در سال 1272ق/18565م بین فرخ خان غفاری ملقب به امین الملک، سفیر کبیر ایران و کارل اسپنس، وزیر مختار ایالات متحدۀ امریکا در دربار عثمانی پیمان مودت و همکاری بازرگانی منتعقد گردید. سال ها پس از این اقدام میرزا حسین خان سپهسالار در سفر خود به روسیه از وزیر مختار آن کشور خواست تا نسبت به بازگشایی سفارت در تهران مساعدت نمایند. این در خواست با توجه به حضور اتباع امریکا، خصوصاً مبشرین مذهبی و توسعۀ تجارت سبب شد تا کنگرۀ امریکا به دولت آن کشور اجازۀ بازگشایی سفارت را در تهران بدهد. تا پیش از این، دولت انگلستان حافظ منافع اتباع امریکا در ایران شناخته می شد.
دولت امریکا سرانجام بر اثر فشار کنگرۀ آن کشور و به منظور حمایت از اتباع خویش تصمیم با اعزام یک نمایندۀ مقیم به نام بنجامین برای تأسیس سفارت در تهران گرفت.
طی سال ها روابط دو کشور بیش تر در حوزه مناسبات هیأت های مذهبی امریکایی به ویژه در نواحی شمال غربی ایران خلاصه می شد. مبشرین امریکایی طی این سال ها تلاش کردند، با استفاده از وضعیت اجتماعی این مناطق، امکانی را فراهم آورند که اتباع ایران با تغییر دین به آیین مسیحیت بگروند.
در سال 1319ق پس از آنکه پیش نویس عهدنامه هایی که بایستی با دولت های مکزیک، کلمبیا و هائیتی منعقد شود به تهران رسید دولت امریکا تصمیم گرفت تا رسماً از شاه ایران برای بازدید از کشور امریکا دعوت به عمل آورد و حتی پیشنهاد اعزام ناوگانی به دریای سیاه برای این مسافرت را ضمیمه درخواست خود کرد.
روابط دوجانبه در عهد مشروطه
در همین ادوار، انقلاب مشروطیت ایران به عنوان یک تحول بزرگ در تاریخ منطقه مورد توجه افکار عمومی امریکاییان قرار گرفت و اکثر روزنامه های امریکا از این واقعه اظهار خرسندی نمودند. طی تحولات انقلاب، بین امریکاییان مقیم ایران دو طرز تلقی پدیدار شد. نمایندگان سیاسی بیش تر سعی در حفظ سیاست عدم مداخله داشتند، در حالی که مبلغان مذهبی و سایر اتباع امریکا آشکارا به حمایت از مشروطه خواهان پرداختند.
مشروطه خواهان، حضور و نفوذ دو قدرت جهانی یعنی روس و انگلیس در ایران را عامل فقر و عقب ماندگی کشور می دانستند و از سوی دیگر تحولات شگرف اطراف خود را مشاهده کرده، به دیدۀ تحسین می نگریستند. بنابراین می خواستند کشورشان نیز با در پیش گرفتن روشهای علمی نوین به توسعه و پیشرفت نایل آید.
به عقیدۀ آنان ایران با کمک طلبیدن از یک قدرت بیگانه دیگر که مطامع استعماری یا سابقۀ استعماری نداشت، می توانست علاوه بر این که از یک تازی رو ابر قدرت سنتی ایران بکاهد، از دستاوردها و توانایی های آن کشور نیز استفاده کند
در این دوره، ایالات متحده به عنوان کشوری که سابقۀ استعماری در بین ملل منطقه خلیج فارس نداشت، مورد توجه ایرانیان قرار گرفت. بنابراین دولت و مجلس دوم مشروطه تصمیم گرفتند از دولت امریکا برای تنظیم امور مالی، تعدادی مستشار تقاضا کنند.به دنبال این درخواست ، مورگان شوستر در رأس هیأتی در سال 1290 ه.ش به ایران آمد. که پس از هشت ماه با اولتیماتومی که روس ها به دولت و مجلس ایران نسبت به اخراج شوشتر دادند ایران را ترک کرد.
دورۀ جنگ جهانی اول
پس از پایان جنگ و نمایان شدن موقعیت سوق الجیشی ایران در معادلات جهانی که با استخراج نفت چند برابر شده بود و تمایل ایرانیان به عقد قرارداد نفتی در مناطق شمالی، بالاخره مجلس ایران در 30 آبان 1300ش/1921م امتیاز 50 ساله استخراج و بهره برداری از معادن نفتی را به امریکاییان واگذار کرد.
&nbsp;دولت و مجلس خواهان همکاری با قدرت و نیروی سوم بودند تا از این طریق جاه طلبی های همسایۀ قدرتمند شمالی (روسیه) و همسایۀ قدرتمند جنوبی (انگلستان) و تشنۀ نفت مهار نمایند.
شک نیست که تمایل اولیۀ کمپانی های نفت امریکا به سرمایه گذاری در نفت ایران و بهره برداری از خوان گسترده منابع تحت ارضی سبب گشت که مقامات امریکایی به مسایل ایران علاقه مند شوند. ناموفق ماندن اقدامات مربوط به امتیاز نفت شمال، دولت مردان امریکایی را متوجه کرد که برای بهربرداری از این منابع عظیم بایستی به نوعی در ایران دارای حضور سیاسی شوند تا بتوانند با بهرگیری از کلیه ابزارهای موجود منافع خود را حفظ نموده، به منافعی افزون تر دست یابند. از این هنگام عصر نفوذ عناصر سیاسی امریکا در ساختارهای اداری و اجتماعی ایران آغاز می شود. 
دوره پهلوی اول
از کودتای رضاخان تا شهریور 1320
در دوران پهلوی اول و تا زمان اشغال ایران توسط متفقین، روابط ایران با امریکا از گستردگی برخوردار نبود که دلیل عمدۀ آن، مربوط به سیاست خارجی امریکا و وابستگی شدید رضاخان به سیاست های انگلستان بود، اما این روابط در چند موضوع اثر داشت از جمله:
- فعالیت میسمون مذهبی امریکایی در شمال غرب کشور
- تلاش شرکت های نفتی امریکایی یرای اخذ امتیاز نفت شمال
- تلاش باستان شناسی وحفاری آنان در ایران 
- تلاش ایران برای اخذ کمک فنی
- روابط تجاری
در سال های اولیه حکومت رضا شاه مسائل میسیون های مذهبی امریکا و دخالت های آنان در امور ایران مشکلاتی را برای دولت ایران به همراه داشت. این هیأت ها علاوه بر دخالت سیاسی، تلاش زیادی برای جذب مسلمانان به مذهب مسیحیت داشتند.
از دیگر وجوه روابط ایران و امریکا، فعالیت هیأت های باستان شناسی امریکایی در ایران است. دولت ایران در دورۀ رضاشاه بدون هیچ گونه حساسیتی با تقاضای امریکاییان برای فعالیت حفاری در ایران موافقت به عمل آورد. به عنوان مثال دولت ایران در 25 آذر 1309 اجازۀ حفاری و عملیات باستانشناسی در محدودۀ شهر دامغان را به موزۀ پنسیلوانیا و دانشگاه فیلادلفیا اعطا کرد.
دولت وقت ایران نمی توانست درکی از حفظ آثار تاریخی ایران داشته باشد و به همین دلیل امریکاییان هجومی خاص در این حوزه داشتند. صرف نظر از اشیایی که این کاوشگران بدون اجازه با خود از ایران خارج می نمودند، بعضی از آثار تاریخی کهبه طور امانی و به بهانۀ، تحقیقات از ایران خارج کرده بودند، نیز از وضعیت نامشخصی برخوردار بود. به عنوان مثال در 3 شهریور 1320 وزارت خارج ایران از سفارت امریکا خواست که سی هزار لوح گلی و یک لوح مفرغ را که توسط بنگاه مطالعات شرقی نیویورک به امانت برده شده است، به ایران باز گردانند.
از دیگر تلاش های امریکاییان در ایران اخذ امتیاز نفت شمال ایران است. اگرچه این تلاش ها همیشه از ناکامی برخورداربود، لیکن باید گفت در این امتیازدهی دولت ایران هم تلاش داشته که پای امریکاییان را در ایران باز کند شاید از این طریق بتواتند حضور انگلیس ها وشوروی ها را کم رنگ نماید. 
دوره دوم جنگ سرد
ایران طی سال های 1332 الی 1350 کاملاً متأثر از سیاست های کلان امریکا در مورد خاورمیانه بود .
بعد از روی کار آمدن کندی در امریکا، وی به نحو آشکارتری در کار ایران دخالت نمود. یکی در انتخاب نخست وزیری و دیگری در اجرای اصلاحات ارضی بود. شاه در اواخر حکومتش بیان نمود که به توصیۀ کندی حکم نخست وزیری علی امینی را صادر کرده است.
از دیگر برخوردهای آمرانۀ امریکایی ها بعد از اصلاحات در ایران، تحت فشار قرار دادن ایران برای تصویب قانون مصونیت سیاسی مستشاران نظامی امریکایی در 21 مهر 1343 است، که بعدها به کاپیتولاسیون معروف شد. این امر باعث مخالفت های زیادی گردید. که یکی از پیامدهای آن سخنرانی امام خمینی (ره) در قم بر ضد شاه و امریکا بود و منجر به تبعید امام به ترکیه گردید.
در این دوره 18 ساله به علت نقش امریکا در اجرای کودتای 28 مرداد، قرارداد کنسرسیوم، تأسیس ساواک به عنوان یک دستگاه سرکوبگر و تحت فشار قرار دادن ایران در تصویب قانون کاپیتولاسیون سبب گشته تا تصویر امریکایی ها در اذهان عموم مردم ایران مخدوش گردد.
دوران انقلاب اسلامی و پس از آن
پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) اگرچه در روابط ایران وامریکا تغییرات فراوانی را پدید آورد، لیکن این تحول نیز نتوانست در تغییر سیاست مداخله جویانۀ امریکا نسبت به ایران چرخشی ایجاد کند.
استراتژی امریکا در دوره اول انقلاب می توان به شرح ذیل خلاصه نمود:
حمایت از نیروهای لیبرالیست نهضت آزادی و شخصیت های قدیمی جبهۀ ملی که با نخست وزیری شاپور بختیار سازش نکردند، ولی جناح سکولاریست ملی را تشکیل دادند.
جلوگیری از دخالت احتمالی شوروی در امور ایران.
حداکثر استفاده از اغتشاشات و جنگ های محلی و داخلی در بعضی از استان ها.
و بالاخره سیاست صبر و انتظار و اقدام بر براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق مناقشات منطقه ای و با موافقت و حمایت دول اروپایی و بعضی از حکومت های عربی در فرصت مناسب.
سیاست امریکا دربارۀ ایران که از جنگ تحمیلی شروع شده و تا قطعنامه سازمان ملل و درخواست آتش بس ادامه پیدا می کند، متشکل از سیاست تضعیف نظام و براندازی آن از طریق جنگ های خارجی و منطقه ای بود.
مرحله بعدی سیاست امریکا در مورد ایران با فروپاشی نظام شوروی، جنگ خلیج فارس و تحریم و فشار هرچه بیش تر اقتصادی امریکا بر ایران شروع می شود.
پس از صدور قطعنامۀ سازمان ملل و پس از استقرار محکم رهبر جدید انقلاب، سیاست گزاران امریکا به طور شگفت انگیزی تحت تأثیر دو جریان داخلی نظام قرار گرفتند؛ یکی، توانایی فوق العاده انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران در بسیج نظامی و ملی و مذهبی در دفاع از کشور و دیگری انتقال سریع و بلامانع و مشروع قدرت رهبری و تحکیم نهاد ولایت فقیه. این دو پدیده، استراتژی امریکا را در مورد ایران تغییر داد. توانایی و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در بسیج عمومی علیه تجاوزات خارجی تثبیت و مشروعیت نهاد ولایت فقیه به عنوان اصلی ترین نشانۀ انقلاب،&nbsp; بزرگ ترین نگرانی های امریکا را تا امروز تشکل داده است. وسعت گیری و جهانی شدن انقلاب اسلامی ایران بک دردسر بزرگ ویک آلترناتیو در مقابله با ایدئولوژی یک قطبی یا تک قطبی امریکا و از آغاز یکی از یزرگ ترین نگانی های امریکا بوده است. سؤال بزرگ برای واشنگتن پس از خاتمۀ جنگ تحمیلی و فروپاشی شوروی این بود که اگر الگوی نظام جمهوری اسلامی ایران به مثابۀ یک اگوی مناسب سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مردم سالارب مورد توجه دیگران و به ویژه کشورهای عربی قرار گیرد و در صورتی که ایران موفق شود، با حفظ ارزش ها و نهادهای اصلی مشکلات موجود را حل کند، این امر چه عواقبی برای منافع امریکا در خاورمیانه و سایر نقاط خواهد داشت.
استراتژی امریکا ایجاب می کرد که در مرحلۀ اول محیط جامعۀ ایران در برابر سیاست های غرب تغییر کرده، آماده باشد و در مرحلۀ دوم، با استفاده از چنین محیطی گرایش ها، ارزش ها و اگوهای دموکراسی و دیوان سالاری غرب در جامعه ایران گسترش یابد. در دورۀ سوم اهداف امریکا مهار کردن جریان انقلاب اسلامی، معتدل کردن سیاست داخلی و خارجی ایران، حمایت از خصوصی کردن اقتصاد، حمایت از عناصر مورد نظر آنها به منظور ایجاد هسته های تشکل سیاسی در مقابله با روحانیت و اصول گرایان، دور نگاه داشتن ایران از صحنۀ بین المللی به عنوان بک رهبر و بازیگر جهان آلترناتیو، جلوگیری از پیشرفت های تکنولوژی و نظامی، و تحریم اقتصادی وسیاسی به عنوان ابزارهای اصلی دیپلماسی بود.
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:45:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>وحدت</title>
<link>https://haq.loxblog.com/وحدت</link>
<guid>https://haq.loxblog.com/وحدت</guid>

<description><![CDATA[


● جان کالینز:
باید سعی شود با توسل به بعضی شیوه&shy;ها، توسط خود دشمن، مسائل داخلی اختلاف برانگیزی را در سرزمین او به وجود آورد. (جان.ام.کالینز، استراتژیک بزرگ ترجمه بایندر، ص 114)
● امام خمینی (ره):
امروز ایجاد اختلاف؛ هر اختلافی باشد، و کارهایی که اختلاف انگیز است؛ هرکاری باشد و با هر اسمی باشد، این مضر به اسلام است و مضر به انقلاب است. (صحیفه امام؛ 15، ص365)
● امام خمینی (ره):
اگر خدای نخواسته وحدت کلمه را از دست بدهید یا مقصدتان غیر مقصد حکومت اسلامی باشد، خوف این است که دیگر نتوانید قدم بردارید. نتوانستن قدم برداشتن دنبالش این است که آنها قدمشان را پیش بگذارند. شماها سست بشوید عقب نشینی کنید، آنها یک قدم جلو بگذارند، آنها توطئه ها را زیاد کنند. (صحیفه امام؛ ج8، ص445-447)
● امام خمینی (ره):
اگر اختلافات بشود &ndash;خدای ناخواسته- این گردنگیر همۀ ماست و همه پیش خدای تبارک و تعالی مقصر هستیم. (صحیفه امام؛ ج6، ص 223)
● امام خمینی (ره):
آنهایی که علاقه به اسلام دارند، آنهایی که علاقه به ملت اسلام دارند، آنهایی که علاقه به کشور دارند، اینها همه موظفند که در این زمان، که بالاتر و حساستر زمانهاست که بر ایران می&shy;گذرد، همه با هم برادر باشند، همه با هم رفیق باشند، و همه با هم دست به هم بدهند. (صحیفه امام؛ ج6، ص 223)
● مقام معظم رهبری: 
دشمن از یک چیزهایی عصبانی می شود؛ ما باید حواسمان باشد. دشمن از وحدت ملی ما ناراضی است؛ می خواهد این وحدت ملی را از بین ببرد. از اینکه مردم پشتیبان حکومت باشند، نارحت&shy;اند. آنها می خواهند التهاب سیاسی در این کشور باشد؛ آنها می خواهند آرامش و استقرار سیاسی در کشور نباشد. (سخنرانی 15/5/1383)
● مقام معظم رهبری:
&nbsp;سهم مهلک برای ملت&shy;ها و تمدن&shy;ها و انقلاب&shy;ها است . اگر بهترین ملت ها دچار اختلاف و دو دستگی شوند، همۀ نیروی حیاتی خودشان نه تنها از بین می رود بلکه در جهت ویرانی کشور به کار می افتد. (ایران، دیروز، امروز، فردا، ص 334)      
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;    


● جان کالینز:
باید سعی شود با توسل به بعضی شیوه&shy;ها، توسط خود دشمن، مسائل داخلی اختلاف برانگیزی را در سرزمین او به وجود آورد. (جان.ام.کالینز، استراتژیک بزرگ ترجمه بایندر، ص 114)
● امام خمینی (ره):
امروز ایجاد اختلاف؛ هر اختلافی باشد، و کارهایی که اختلاف انگیز است؛ هرکاری باشد و با هر اسمی باشد، این مضر به اسلام است و مضر به انقلاب است. (صحیفه امام؛ 15، ص365)
● امام خمینی (ره):
اگر خدای نخواسته وحدت کلمه را از دست بدهید یا مقصدتان غیر مقصد حکومت اسلامی باشد، خوف این است که دیگر نتوانید قدم بردارید. نتوانستن قدم برداشتن دنبالش این است که آنها قدمشان را پیش بگذارند. شماها سست بشوید عقب نشینی کنید، آنها یک قدم جلو بگذارند، آنها توطئه ها را زیاد کنند. (صحیفه امام؛ ج8، ص445-447)
● امام خمینی (ره):
اگر اختلافات بشود &ndash;خدای ناخواسته- این گردنگیر همۀ ماست و همه پیش خدای تبارک و تعالی مقصر هستیم. (صحیفه امام؛ ج6، ص 223)
● امام خمینی (ره):
آنهایی که علاقه به اسلام دارند، آنهایی که علاقه به ملت اسلام دارند، آنهایی که علاقه به کشور دارند، اینها همه موظفند که در این زمان، که بالاتر و حساستر زمانهاست که بر ایران می&shy;گذرد، همه با هم برادر باشند، همه با هم رفیق باشند، و همه با هم دست به هم بدهند. (صحیفه امام؛ ج6، ص 223)
● مقام معظم رهبری: 
دشمن از یک چیزهایی عصبانی می شود؛ ما باید حواسمان باشد. دشمن از وحدت ملی ما ناراضی است؛ می خواهد این وحدت ملی را از بین ببرد. از اینکه مردم پشتیبان حکومت باشند، نارحت&shy;اند. آنها می خواهند التهاب سیاسی در این کشور باشد؛ آنها می خواهند آرامش و استقرار سیاسی در کشور نباشد. (سخنرانی 15/5/1383)
● مقام معظم رهبری:
&nbsp;سهم مهلک برای ملت&shy;ها و تمدن&shy;ها و انقلاب&shy;ها است . اگر بهترین ملت ها دچار اختلاف و دو دستگی شوند، همۀ نیروی حیاتی خودشان نه تنها از بین می رود بلکه در جهت ویرانی کشور به کار می افتد. (ایران، دیروز، امروز، فردا، ص 334)
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:45:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سازش ایران و غرب</title>
<link>https://haq.loxblog.com/سازش-ایران-و-غرب</link>
<guid>https://haq.loxblog.com/سازش-ایران-و-غرب</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;کلاً پسندیدست که آدمی با یکی دوست باشه، اما مسلماً دوستي ميش و گرگ عاقبت خوبی نداره!!! 
آدم با یکی دوست می شه که باهاش یه وجه شباهتی داشته باشه.
حالا خودمونیم وجه تشابه ما با غرب تو چیه که بعضی&shy;ها اینهمه دنبال اینن که با اون یه رابطه&shy;ای برقرار کنن؟؟؟ یا به قولی باهاش دوست بشن، یعنی اونا هنوز نفهمیدن که دوستی با غرب به ضرر ماست، مگه نه اینکه تیمرمن رئیس میز ایران تو وزارت خارجه آمریکا گفت: &laquo;برقراری روابط [ایران و آمریکا] به معنای ختم انقلاب است. زمانی که ستون مبارزه با آمریکا فرو بریزد، کل انقلاب فرو خواهد ریخت. (ایران، دیروز، امروز، فردا، ص 320)&raquo;
&nbsp; 
 
&nbsp;
 
&nbsp;
&nbsp;


 

کلاً پسندیدست که آدمی با یکی دوست باشه، اما مسلماً دوستي ميش و گرگ عاقبت خوبی نداره!!! 
آدم با یکی دوست می شه که باهاش یه وجه شباهتی داشته باشه.
حالا خودمونیم وجه تشابه ما با غرب تو چیه که بعضی&shy;ها اینهمه دنبال اینن که با اون یه رابطه&shy;ای برقرار کنن؟؟؟ یا به قولی اهاش دوست بشن، یعنی اونا هنوز نفهمیدن که دوستی با غرب به ضرر ماست، مگه نه اینکه تیمرمن رئیس میز ایران تو وزارت خارجه آمریکا گفت: &laquo;برقراری روابط [ایران و آمریکا] به معنای ختم انقلاب است. زمانی که ستون مبارزه با آمریکا فرو بریزد، کل انقلاب فرو خواهد ریخت. (ایران، دیروز، امروز، فردا، ص 320)&raquo;
پس اگه می بینید که اونا پا پیش گذاشتن و دم از روابط دوستانه می&shy;زنن برای اینکه فهمیدن با جنگ، تحریم و این حرفها&nbsp; نمی&shy;تونن ایرانو مجبور به کاری بکنن و این کارها فقط به ضرر خودشونه لی &shy;ها هامیلتون عضو کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا میگه: &laquo;داشتن روابط بد با ایران، سیاست خارجی آمریکا را تا حد زیادی پیچیده و وخیم کرده است... سیاست ما ایران را منزوی نمی&shy;کند بلکه ایالت متحده را منزوی کرده است. (آمریکا و براندازی جمهوری اسلامی ایران،کامران غضنفری، ص 218)&raquo; و به قول سعدی: &laquo;دشمن چون از هر حیلتی باز ماند، سلسله دوستی بجنباند تا به&zwnj; دوستی کارها کند که در دشمنی نتواند.&raquo; به خاطر همینم ادوارد شرلی می گه: &laquo;اگر ایرانیان آنقدر بی&shy;احتیاط باشند که پیشنهاد گشایش باب مذاکره با آمریکا را بدهند، ما باید با تمام وجود از این پیشنهاد استقبال کنیم. اگر ایرانی&shy;ها چراغ سبز نشان می&shy;دادند، ما در یک چشم برهم زدن در آنجا بودیم. (آمریکا و براندازی جمهوری اسلامی ایران،کامران غضنفری، ص 220)&raquo; آخه ته تهشم اگه ایران دست این گرگ&shy;ها رو که برای دوستی دراز شده پس بزنه ازش یه جوره دیگه استفاده می&shy;کنن پاتریک کلاسون میگه: &laquo;هدف من القای این مطلب به مردم ایران است که آمریکایی&shy;ها دوستان شما هستند ولی دولت ایران مانع گفت&shy;وگوی شما با آمریکا است، &laquo;سیاست مذاکره&raquo; با &laquo;سیاست تحریم&raquo; کاملاً سازگار است و ترکیب این دو سیاست، از بسیاری جهات کارآیی بیشتری دارد. (آمریکا و براندازی جمهوری اسلامی ایران،کامران غضنفری، ص220)&raquo;
&nbsp;آره... خوبه که آدم یکم جیگر داشته باشه!!!
&nbsp;انقدر نترس مگه اونا تو این 34 سال چه کار تونستن بکنن که حالا شما ...؟؟؟ 
ما که می دونیم شما چتونه [پس کسانی را که در دل هایشان بیماری (نفاق) است می&shy;بینی که در دوستی آنها شتاب می ورزند، می&shy;گویند: بیم داریم که حادثۀ بدی به ما برسد. امید است خدا شفتحی (برای مسلمین) یا کاری از جانب خود پیش آورد تا آنها بر آنچه در دل هایشان پنهان می&shy;دارند پشیمان گردند.(مائده/52)] 
&nbsp;

اما دیگه اینو هم ما می دونیم هم ریچارد نیکسون رئیس جمهوری اسبق ایالات متحده: &laquo;سیاست آمریکا اغلب شبیه رجزخوانی خصمانه، فاقد راهبرد است. اگر حرف با عمل همراه نباشد، بی&shy;معنا و بی&shy;اثر خواهد بود. (آمریکا دنیا را به کدام سو می&shy;برد، بنیاد فرهنگی پژوهشی غرب شناسی، ص32)&raquo; 

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;

&nbsp;
 
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:45:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ختم انقلاب</title>
<link>https://haq.loxblog.com/ختم-انقلاب</link>
<guid>https://haq.loxblog.com/ختم-انقلاب</guid>

<description><![CDATA[

&laquo;برقراری روابط [ایران وامریکا] به معنای ختم انقلاب است. زمانی که ستون مبارزه با آمریکا فرو بریزد، کل انقلاب فرو خواهد ریخت.&raquo; 
این مطلب را رئیس میز ایران در وزارت خارجه آمریکا یعنی تیمرمن بیان می&shy;کند. شاید جمله تیمرمن توضیحی باشد بر سخنی که یکی از مسئولان سابق سازمان جاسوسی سیا یعنی ادوارد شرلی گفته است. سخنی که در نگاه اول بسیار نامعقول و غیر طبیعی به نظر می&shy;رسد. او می&shy;گوید: &laquo;اگر ایرانیان آنقدر بی&shy;احتیاط باشند که پیشنهاد گشایش باب مذاکره با آمریکا را بدهند، ما باید با تمام وجود از این پیشنهاد استقبال کنیم. اگر ایرانی&shy;ها چراغ سبز نشان می دادند، ما در یک چشم برهم زدن در آنجا بودیم.&raquo; 
&nbsp;




ختم انقلاب
&laquo;برقراری روابط [ایران وامریکا] به معنای ختم انقلاب است. زمانی که ستون مبارزه با آمریکا فرو بریزد، کل انقلاب فرو خواهد ریخت.&raquo; 
این مطلب را رئیس میز ایران در وزارت خارجه آمریکا یعنی تیمرمن بیان می&shy;کند. شاید جمله تیمرمن توضیحی باشد بر سخنی که یکی از مسئولان سابق سازمان جاسوسی سیا یعنی ادوارد شرلی گفته است. سخنی که در نگاه اول بسیار نامعقول و غیر طبیعی به نظر می&shy;رسد. او می&shy;گوید: &laquo;اگر ایرانیان آنقدر بی&shy;احتیاط باشند که پیشنهاد گشایش باب مذاکره با آمریکا را بدهند، ما باید با تمام وجود از این پیشنهاد استقبال کنیم. اگر ایرانی&shy;ها چراغ سبز نشان می دادند، ما در یک چشم برهم زدن در آنجا بودیم.&raquo; 
این جمله سوالی را در ذهن بوجود می&shy;آورد که امریکا که در جامعه بین الملل به عنوان یک ابر قدرت جهانی از او یاد می شود چرا این گونه آن هم به این میزان مشتاق به برقراری رابطه با کشوری هم چون ایران است، در صورتی که این اشتیاق و علاقه باید از سوی ایران می&shy;بود نه آنها. درست است که ایران در زمینه&shy;های مختلف از قبیل نظامی، علمی، فناوری و... با سرعت بسیار زیادی در حال پیشرفت است اما این یک واقعیت است که در بسیاری از مسائل آمریکا از ایران جلوتر بوده و شاید سال&shy;ها به طول بینجامد تا ایران به امریکا برسد. درست به همین دلیل بود که قبل از بیان سخن ادوارد شرلی آن را سخنی نامعقول و غیرطبیعی خواندم، اما وقتی جمله&shy;ی تیمرمن را در کنار جمله&shy;ی ادوارد شرلی قرار می&shy;دهیم دیگر این جمله نامعقول غیر طبیعی به نظر نمی رسد. چرا که نشان از اهداف و مقاصد در پس پرده این رابطه دارد. برقراری رابطه، نه به دلیل مقاصد بشر دوستانه و صلح طلبی بلکه برای از بین بردن کشورهای که با ایالات متحده در تضاد هستند.
اما چرا و چگونه برقراری رابطه ایران با آمریکا باعث فرو ریختن کل انقلاب می شود؟
آمريكا براي اجراي استراتژي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران، در راستاي توصيه&zwnj;هاي نيكسون رئيس جمهور سابق آن كشور (در قبال شوروي سابق) گام برمي&zwnj;دارد. نيكسون در كتاب &laquo;پيروزي بدون جنگ&raquo; مي&zwnj;نويسد: &laquo;براي كمك به استحاله و فروپاشي شوروي بايد با آن كشور نزديك شد، چرا كه دوري ما منجر به تضعيف موافقان ما در داخل آن جامعه خواهد شد.&raquo; جالب &nbsp;اين&shy;كه هنري كيسينجر &nbsp;نيز در آخرين كتاب خود (آيا امريكا به سياست خارجي نيازمند است) به طور تلويحي نظرات نيكسون را دربارهِ ايران تكرار كرده و مي&zwnj;نويسد: &laquo;امريكا بايد بدون توجه به نوع عكس&zwnj;العمل دولت ايران، براي نزديكي به اين كشور به طور يك&zwnj;جانبه عمل نمايد تا از داخل ايران شرايط به تدريج براي مذاكره فراهم آيد.&raquo;
بیان این مطالب از نیکسون و هنری کیسینجر نشان دهنده دیدگاهی است که برژینسکی آن را این گونه بیان می&shy;کند: &laquo;بازی را به مدت طولانی بازی کنید چرا که زمان، دموگرافی و تغییر نسل در ایران در جهت حمایت از نظام جمهوری اسلامی در ایران نیست.&raquo;
دولتمردان و اندیشمندان غرب امید آن را دارندکه با گذشت 34 سال از انقلاب ایران، دولت ایران حمایت مردمی خود را از دست داده و با برقراری رابطه با مردم بتواند به مقاصد خود دست یابد. این امید نتیجه تجربه&shy;ای است که آمریکا در برقراری رابطه با شوروی بدست آورد. خانم گیل لاپیروس (استاد دانشگاه برکلی و متخصص امور شوروی سابق) می&shy;گوید: &laquo;در زمان گورباچف نوعی ارتباط بین اساتید امریکایی و شوروی ایجاد شد. همین ارتباطات آکادمیک به تدریج باعث تغییراتی در شوروی گردید. درباره ایران هم انتظار داریم از طریق مبادلات آکادمیک بتوانیم تغییراتی در آن کشور (ایران) ایجاد کنیم.&raquo;
از سویی دیگر سردمدان غرب وقتی با پاسخ منفی دولت ایران جهت رابطه با امریکا مواجه می شوند از این پاسخ منفی جهت کاهش پایگاه مردمی جمهوری اسلامی استفاده می کنند. پاتریک کلاوسون در توضیح این مطلب اذعان می&shy;دارد: &laquo;هدف من القای این مطلب به مردم ایران است که آمریکایی&shy;ها دوستان شما هستند ولی دولت ایران مانع گفت&shy;وگوی شما با آمریکا است، &laquo;سیاست مذاکره&raquo; با &laquo;سیاست تحریم&raquo; کاملاً سازگار است و ترکیب این دو سیاست، از بسیاری جهات کارآیی بیشتری دارد. ما باید نشان دهیم که پذیرای روابط با مردم ایران هستیم اما با دولت ایران مخالفیم.&raquo;
سوالی که پس از بیان تمامی این مطالب ممکن است در ذهن متصوّر بشود این است که اصلاً چرا غرب به این میزان به فکر تغییر انقلاب ایران و نفوذ در آن است. رئیس وقت مرکز خاورمیانه&shy;ای کاخ سفید دلیل این امر را این گونه بیان می&shy;کند: &laquo;امروز انقلاب اسلامی به عنوان یک حرکت فرهنگی، زیر بنای فکری و عقیدتی دنیای غرب را تهدید می کند.&raquo; اندیشه اسلامی حاکم بر ایران عامل اصلی دشمنی امریکا با ایران است. و همان طور که چالز کراوت هامر بیان می دارد: &laquo;بعد از فروپاشی کمونیسم به نظر می رسد تنها ایدولوژی اسلام است که می تواند مشکل جدی برای غرب به وجود آورد.&raquo; 
این اندیشه&shy;ی اسلامی با قدرت نفوذ بالا در شرایطی در ایران حاکم است که به گفته&shy;ی تئوریسین برجسته سازمان سیا، گراهام فولر: &laquo;در شرایط حاضر در جهان هیچ قدرت اجتماعی قوی تر از دین وجود ندارد.&raquo; بنابرانی طبیعی است که در این مقطع از زمان که وجود یک دین الهی قوی در کشوری به معنای قدرت اجتماعی بالای آن است امریکا در پی برقراری رابطه جهت تغییر ماهیت اسلامی ایران باشد تا مانع افزایش قدرت روز افزون آن شود.
از سویی دیگر آمریکا کشوری وابسطه به نفت می باشد که تا کنون بیشتر نفت مورد نیاز خود را با سلطه استکباری که بر کشورهای مختلف&nbsp; داشته بدست آورده است. اما نکته حائز اهمیت در اینجا این است که منابع نفت موجود در کشور آمریکا طبق پیش بینی های صورت گرفته تا چند سال آینده به اتمام می رسد و امریکا برای ادامه روند حیات خود نیاز به برطرف کردن این کمبود از سایر کشورها دارد. و این در شرایطی است که ایران به عنوان یکی از کشورهای دارای منبع عظیم نفت بر اساس پیش بینی&shy;های صورت گرفته حداقل تا 80 سال آینده دارای نفت است.
بنابراین تقابل اندیشه ی بین ایران و امریکا و از سوی دیگر نیاز مبرّم آمریکا به نفت ایران در سال های آینده سبب شده امریکا تمام تلاش خود را جهت برقراری رابطه با ایران انجام دهد.
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:45:43 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

